جناب روحانی؛ معلم تا همیشه معلم میماند اما رئیس جمهور تا ابد رئیس جمهور نخواهد ماند!
«رفتن وزیر بیش از آنکه برای انتخابات باشد، انتخاباتی ست»
یادداشت/ دکترحسین علیپور: رفتن ِ دکتر بطحایی از وزارت آموزش و پرورش لبخندی را بر روی لب ِ دیگر وزرا نشانده است، چرا که حالا رئیس جمهور دیگر توانِ از گُل نازک‌تر گفتن به وزرا را ندارد زیرا براساس اصل ۱۳۶ قانون اساسی اگر تعداد وزرا از نصف بیفتد، کابینه هم از رسمیت افتاده و باید دوباره از مجلس رأی اعتماد بگیرد و رئیس جمهور ِ محتاط را توان ِ مقابله با این اتفاقات نخواهد بود، آنهم حالا که در کف ِ محبوبیت عمومی دست و پا میزند. پس با رفتن ِ بطحایی حالا حسن روحانی باید لبخند تصنعی خود با وزرا را بیشتر کند تا اسیر قهر و استعفایشان نشود.

از دیگر سو بطحایی راست میگوید اما همه ی واقعیت را نمی‌گوید، به نظر رفتنش کاملا انتخاباتی ست اما این به معنی ِ اینکه تنها هدفِ او حضور در انتخابات مجلس باشد نیست چرا که عقل سلیمی نقد ِ وزارتِ عریض و طویل را رها نمی‌کند تا به نسیه ی مجلس بچسبد و اگر اینگونه بوده وای بر منطقِ وزیری که باید دو دو تا چهارتا و عقلانیت و منطق را به میلیون ها دانش آموز بیاموزد و اگر هم جواب ایشان حس ِ وظیفه و خدمت هست که توهین به شعور مردم میباشد. واقعیت اینست که به نظر دولت با فجایعی که به بار آورده حالا تنها شانس ماندن ِ خود در حاکمیت را نه در ریاست جمهوری که در بودن ِ مجلس جستجو میکند.

پس حسن روحانی فرمان ِ خود را از پاستور به بهارستان تغییر میدهد تا بماند، اینگونه هست که بطحایی میرود تا جایگزینش از نهاد آموزش و پرورش بعنوان ستاد انتخاباتی حزب اعتدال و توسعه استفاده کند و وزیری را در این صندلی بنشاند که بیشترین قرابت را به جریان اعتدال، حزب و البته واعظی و نوبخت داشته باشد که البته در این راه علی لاریجانی هم به یاری ِ حسن روحانی می آید تا رأی اعتماد گزینه اش را در مجلس تضمین کند، چرا که راه این دو از هم جدا نبوده و نخواهد شد!

در این بین آنچه مغفول میماند سرنوشت ِ معلمین پرتلاش و دلسوز است که باید در کمتر از ۶ سال انتظار چهارمین وزیر را پس از جنابان «فانی، دانش آشتیانی، بطحایی» بکشند، اتفاقی که برای یک مدرسه ی کوچک هم فاجعه بار است چه رسد به وزارت آموزش و پرورش. گویی هیچکس نه سند تحول بنیادین آموزش و پرورش را خوانده و نه اجرا میکند، همانجا که در بند ۲-۲۲ تلاش برای افزایش ثبات مدیریت در مجموعه ی نظام تعلیم و تربیت را فریاد میزند.

نادیده گرفتن ِ معلمین و داشتن نگاه سیاسی_ حزبی به آموزش و پرورش بزرگترین ظلم به این قشر مظلوم است که بی جواب نمی‌ماند و معلمین هم قطعا در جایی که باید جواب ِ مناسب را به مسئولین ارشد میدهند. جناب رئیس جمهور هم بهتر است این را خوب بداند و ملکه ی ذهنش کند که معلم تا ابد معلم میماند اما ایشان و وزرایشان تا ابد رئیس جمهور و وزیر نخواهند بود