ضرورت تغییر در تعبیر مسئولان از پزشک خانواده / پزشک خانواده از فیلم‌های خارجی تا واقعیت ایرانی
تیترامروز: پزشک خانواده در غرب تقریبا از قدمتی چند ۱۰ ساله برخوردار است و حتما همه شما بارها در سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی قدیمی خارجی با نحوه کار او آشنا شده‌اید..
پزشک با شرافت و طبیبی حاذق که برای معاینه و معالجه بیمار، خود، بر بالین او حاضر می‌شده و سپس اطلاعاتی از دوره درمان و نوع و نحوه مصرف داروها و ... را به نزدیکان بیمار گوشزد می‌کرده است...
به همین سادگی.
اما پزشک خانواده در ایران چند سالی نیست که پا گرفته و البته هیچ شباهتی هم به پزشک خانواده در غرب ندارد.
این پزشکان، زحمت رفتن نزد بیمار را به خود نمی‌دهند و این بیمار است که باید رنج مسیر را به خود هموار کرده و به نزد او برود.
البته که ما بی‌انصاف نیستیم و چشم حق را نبسته و می‌دانیم که این پزشک خانواده، در واقع پزشک یک خانواده نیست که بخواهد همه همّ و غمّش را برای شفا و درمان نهایتا اعضای یک خانواده بگذارد و او باید سر جای خود بنشیند تا پاسخگوی نیاز چندصد بیمار محدوده درمانی خود باشد که اساسا با پزشک خانواده در غرب تفاوتش از زمین تا آسمان است.
از همین روست که بسیاری از پزشکان خانواده ایرانی به دلیل متقاضیان فراوان و زمان محدود، حوصله دقت در امر معاینه و معالجه بیمار را ندارند و در واقع به این کار، به نوعی به دیده رفع تکلیف می‌نگرند و با چند سوال ساده بیمار را از سر خود باز می‌کنند که این نوع برخورد به هیچ عنوان از یک پزشک پسندیده نیست!
مازندران از استانهای پایلوت برای آزمون این طرح بود و برای پی بردن به حقیقت مطالب بالا فقط کافی‌ست که نزد بیماران مازندرانی که تحت پوشش پزشک خانواده هستند رفته و پای درد و دلشان بنشینید و از زوایای پنهان و آشکار وقایع در این باره آگاه شوید..
وقتی بیماری با علائم سرماخوردگی ساده به نزد پزشک می‌رود و پزشک خانواده موردنظر، بعد از چند پرسش، حکم به ناراحتی گوارشی او می‌دهد؛ وقتی پزشکی بدون زحمت بلند کردن سر و نگاه به بیمار، تنها به نوشتن نسخه مدنظر خود می‌پردازد؛ پزشکی که از سر بی‌حالی و بی‌حوصلگی و به خاطر رایگان بودن ویزیت بیمار، در مدیریت زمان، توجه لازم را ندارد و به رغم حضور در اتاق کارش و در حالیکه مریضی در اتاقش نیست، از پذیرش به موقع بیمار خودداری می‌کند؛ نشان از آن دارد که پزشک خانواده در ایران هیچ شباهتی به آنچه که باید باشد ندارد و گویا قوانین موجود و مسئولان بلندپایه قبلی و فعلی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی نیز چندان علاقه‌ای به تغییر و بهبود وضعیت فعلی ندارند و همه افتخارشان این است که توانستند پای پزشک خانواده را با ترفندهایی به ایران باز کنند و در همین راستا، مدیرکل دفترخدمات عمومی سازمان بیمه سلامت نیز با رسانه‌ای کردن کاهش سالانه ۴۰ میلیارد تومانی سهم جیب مردم در پرداخت هزینه‌های سلامت، با اجرای پزشک خانواده شهری در خدمات سرپایی در فارس و مازندران، این چرخه معیوب را کامل کرده است که حکایت از تعبیر نابجا و نادرست از پزشک خانواده واقعی نزد مسئولان امر دارد و حال آنکه این اتفاق، یعنی کاهش هزینه‌های سلامت تنها بخشی از اهداف این طرح است.
تعبیری که اگر هرچه زودتر تغییر نکند، اقبال عمومی را نسبت به پزشک خانواده به شدت کاهش داده و همه مباهات مسئولان به این طرح را بی‌اعتبار می‌سازد...