امروز: ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ -
کد خبر: ۸۱۱۶۱
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۷ - ۰۹:۵۴
در گفتوگوی تفصیلی با تیتر امروز
آنچه روشن و غيرقابل انكار به نظر مي­رسد،‌ اين است كه اگر دولت روحاني نتواند كارنامه قابل قبولي از خود به جاي بگذارد، اصلاحات بزرگترين بازندگان انتخابات بعدي خواهند بود.
اصلاح­ طلبان در شرايطي از حالا مهياي انتخابات مجلس يازدهم مي­شوند كه عملكرد نهادهاي انتخاباتي در اين چند سال با اما و اگرهاي زيادي روبرو است و به همين دليل،‌ جريان اصلاحات بايد فضا را طوري مديريت كند تا بلكه بتواند دوباره در ترغيب مردم براي راي دادن موفق شوند. اين شرايط موجب طرح بحث­هايي شده مبني بر اينكه چرا شوراي هماهنگي اصلاحات در انتخابات گذشته فضا را طوري اداره نكردند تا‌ آنها سهم بيشتر و در نتيجه قدرت تاثيرگذاري بيشتري در انجام امور مختلف داشته باشند.

فياض زاهد استاد دانشگاه و روزنامه­ نگار با ابراز نگراني از شرايط روز و گفتن اينكه « اصلاح ­طلبان در تحريك افكار عمومي به خصوص در شهرستان­ها و به راه انداختن نيروي حامي،‌ كاري بسيار مشكل دارند. همچنين سطح مطالبات رو به افزايش است،‌ اين در شرايطي است كه آنها در فعاليت­­ هاي دولت سهي ندارند» در باب همين بحث به پرسش­هاي تیتر امروز پاسخ مي­گويد:

*اصلاح­ طلبان چه وظيفه­ هاي را در قبال دستگاه­ هايي كه در راي­ آوري­شان موثر بودند، دارند؟

مكانيزم سياسي اينطور حكم مي­كند كه وقتي از چهره ­هايي در فضاي انتخاباتي حمايت مي­كنند و آنها را به دولت و مجلس يا شوراي شهر مي­فرستند،‌ به طور دائم رفتارشان و تصميم­گيري­هايشان را رصد و محاسبه كنند تا بدانند آيا آنها به تعهدات اوليه متعهد هستند يا نه، تا نتيجه را به طور منظم به مردم گزارش كنند. اما آنچه مشخص است،‌ شوراي هماهنگي فاقد اين نوع كنش است كه بايد اذعان داشت، چنين حالتي هزينه­ساز است. كه اين روند ريشه در كمبود وقت،‌ اضطرار در فضاي انتخاباتي دارد. به طوريكه باعث مي­شود تا كساني كه به اصطلاح بعد از انتخابات خرشان از پل رد شد،‌ تعهدات را فراموش كرده و حتي حمايت شدن از جانب اصلاح­طلبان را به راحتي انكار مي­كنند. به عنوان مثال شاهد بوديم كه تعداد قابل توجهي از ليست اميدي­ها بعد از اينكه خودشان را بهارستان ­نشين ديدند، نه تنها با بايدها و نبايدهاي فراكسيون اميد همراهي نكردند، بلكه اينطور گفتند كه از اول هم تمايلي براي بودن در ليست اميد نداشتند. در بسياري از شوراهاي شهر هم منتخبين بدون توجه به اينكه با توصيه جريان اصلاحات راي آورده ­اند،‌ در باندهاي قدرت و ثروت مدفون شدند. متاسفانه ساختار سياسي روز اين اجازه را به اصلاح­ طلبان نمي­دهد كه آنها را ملزم به پاسخگويي درباره عملكردشان كند و يا بخواهند كه آنها را مورد نظارت دقيقي قرار بدهند. نكته بسيار بد هم اين است كه گاهي هم درگير رودربايستي و مناسبات قبيله­اي و شبه ملوك­ الطوايفي هستيم تا آدم­هايي كه بدون سابقه و پشتوانه و فقط با برخي از روابط وارد نهادها مي­شوند و فرصت براي باندبازها فراهم مي­شود و به همين راحتي جريان اصلاحات وجهه­اش را تخريب شده مي­بيند كه اين براي جريان ريشه­دار اصلاحات خطرهاي زيادي دارد. به هر حال در چنين حالتي نمي­توانند وعده­هايي داده شده را عملي كرده و كارهاي مجلس يا نهادهاي ديگر را كنترل كنند. به هر حال اصلاحات با توجه به پيشينه­اي كه دارد،‌ در انتخابات گذشته راي­هاي خاكستري را جذب كرد و آنهايي كه راي داده­اند، به حق اين توقع را دارند كه وعده­هاي داده شده عملي شوند تا اين تلقي برايشان به وجود نيايد كه سرشان كلاه رفته است. وقتي در دولت بسياري از معاونين و وزيران روحاني در اردوي رقيب بازي مي­كنند، طبيعي است كه راي­هاي خاكستري نااميد شوند و بازهم طبيعي است كه در انتخابات بعدي رغبت چنداني براي حضور در پاي صندوق راي نداشته باشند. پس مي­توان به اين نتيجه رسيد كه شرايطي كه به وجود آمده، كار را براي ماشين اصلاحات در انتخابات بعدي مشكل­تر از مشكل كرده است.

*بهتر نبود در زمان قول و قرارهاي ائئلاف انتخاباتي ،‌ براي نرسيدن به چنين حالتي تدبيري انديشيده مي­شد؟

بزرگترين خطايي كه اصلاح­ طلبان در سال 92 مرتكب شدند و من هم در سرمقاله روزنامه شرق به طور مفصل به آن پرداختم،‌ اين بود كه بايد به تبعيت از الگوي انتخاباتي آمريكا جلسه ­اي برگزار شود و قرار بر اين گذاشته شود كه اگر قرار بر پشتيباني از روحاني است، آقاي عارف هم معاون اول شود. اما اتفاق افتاده اين بود كه به طور ناگهاني با مذاكره­هاي غير حرفه­ اي به رهبري آقاي خاتمي منجر به كناره­ گيري عارف شد، آنهم بدون اينكه با آقاي روحاني بنشينند و به طور حرفه­اي قرار_مداري بگذارند و اينطور شد كه آقاي روحاني بدون اينكه مكانيزم كنترلي را حس كند، راي آورد و به راحتي توانست از همكاري با عارف هم استقبال نكند. البته ايراد زيادي به روحاني وارد نيست و در واقع بزرگان اصلاح­طلب اشتباه كرده و شرايط آن روزها را به طور هياتي جلو بردند.

*يعني آقاي روحاني ملزم به پذيرفتن شرط احتمالي مي­شد؟

حتما. وقتي شما يك قول و قراري را در فضاي سياسي مي­گذاريد،‌ حتما بايد يا شرط طرف را قبول كنيد يا اينكه اعلام كنيد كه به پشتيباني­تان احتياجي ندارم.

*شايد هم در شرايط آن روزها،‌ براي خاتمي و ديگران تكرار نشدن دولتي اصولگرا كافي بود.

خب!‌ اين هم مي­تواند مدنظر قرار بگيرد. در واقع هشت سال احمدي­ نژاد به قدري دشوار گذشته بود كه همه فقط به فكر عبور از بحران بودند و اينكه كشور را از خطر دور شود و به همين دليل شايد هم آقاي خاتمي اصلا حواسشان به ائتلاف و اين حرف­ها نبود. اما اين رويكرد با اصول سياسي و كنشگري سياسي در تناقض است. اصولا در سياست داد و ستد اخلاقي نداريم و داد و ستد تشكيلاتي مهم است كه ما در اين بحث غفلت كرديم.

*خب!‌ چطور اين تجربه اشتباه در انتخابات 96 و 94 بازهم تكرار شد؟

ما در انتخابات 96 كانديداي اصلي­ مان آقاي روحاني بود. يعني در ايران اين ذهنيت غالبا وجود دارد كه يك رييس­ جمهور بايد در هر دوره باشد تا بتواند تاثيرگذار باشد. ضمن اينكه حسن روحاني هم از قبل اعلام كردند كه كمپين انتخاباتي بايد در اختيار اصلاح ­طلبان باشد و بر همين اساس آقاي شريعت­مداري به عنوان يكي از شاخص­ هاي اصلاحات به عنوان رييس ستاد انتخاباتي حسن روحاني انتخاب و معرفي شد و آقاي سينكي قائم مقام شد و در كل كمپين انتخاباتي توسط چهره­ هاي منتسب به اصلاحات اداره شد. همچنين آقاي جهانگيري كه به عنوان يكي از مطرح­ ترين چهره­ هاي اصلاحات نقش بسيار منحصر به فردي در فعاليت­هاي انتخاباتي و همچنين مناظره­ ها داشت تا مردم هم بدانند كه بين روحاني و اصلاح­ طلبان پيوندي عميق و ناگسستني حاكم است.

*اما اين روزها شاهد كمرنگ شدن سهم جهانگيري در دولت هستيم.

بله، متاسفانه بعد از پيروزي حسن روحاني، اسحاق جهانگيري به حدي كه شايسته تلاش­ها و مجاهدت­ هايش است، مورد توجه قرار نگرفت. همچنين عوامل ديگري دخيل شدند‌ و شايد هم ملاحضات فرا رياست­ جمهوري و فرا سياسي تا براي اينكه بتواند با همه نهادها همكاري داشته باشد و توضيح بدهد كه شعارهاي مصرف انتخاباتي داشته و دنبال ساختارشكني نيست،‌ باعث شد تا ايشان وادار به عقب­ نشيني شد.

* شرايط فعلی براي اصلاح طلب­ها مطلوب نيست یا است؟

اصلاح­ طلبان در تحريك افكار عمومي به خصوص در شهرستان­ها و به راه انداختن نيروي حامي،‌ كاري بسيار مشكل دارند. همچنين سطح مطالبات رو به افزايش است،‌ اين در شرايطي است كه در فعاليت ­هاي دولت سهي ندارند و حتي گروهي از آنها معتقد به سهم­ خواهي هم نبودند. البته از سوي ديگر عده ­اي هم اين نظر را داشتند كه بايد در دولت سهمي داشته باشند تا مانع از ناكارآمدي باشند،‌ چرا كه اگر دولت شكست بخورد،‌ به پاي اصلاح­طلبان گذاشته مي­شود. با اين حال چيزي كه گير اصلاح ­طلبان آمد،‌ اين بود كه فضا برايشان بازتر شد و امكان فعاليت بيشتري پيدا كرده و از همه مهمتر اينكه كشور را از جنگ دور كردند. آقاي روحاني هم مي­تواند خطاب به اصلاح ­طلبان اين ادعا را داشته باشد كه شما را از پاي ميز دادگاه­ ها و زندان­ها و آمد و شدهاي امنيتي به يك فضاي بازتر منتقل كردم و بخشي از شما را وارد كابينه كرده و پاسخ روشني به حمايت­ هاي­تان دادم. البته اين را هم بايد در نظر داشت كه شايد دو طرف تصوير روشني از مطالبات نسبت به ديگري نداشته باشند،‌ اما آنچه روشن و غيرقابل انكار به نظر مي­رسد،‌ اين است كه اگر دولت روحاني نتواند كارنامه قابل قبولي از خود به جاي بگذارد، اصلاحات بزرگترين بازندگان انتخابات بعدي خواهند بود.

*در انتخابات مجلس يازدهم با توجه به شرايط فعلي،‌ مي­توان منتظر تكرار فضاي 7 اسفند 94 باشيم؟
به نظر من فضا بسيار يخ زده است. ضمن اينكه فضاي سياسي ايران از دي ماه سال 96 وارد فاز سياسي جديدي شده است ، به طور كه فضاي سياست در كشور را به پيشا و پسا تظاهرات تقسيم­ بندي كنيم. همچنين تفسير و مانيفستي كه تا به حال به كار گرفته مي­شد، ديگر پاسخ مطالبات اجتماعي را نمي­دهد كه در اين بين مي­توان به بيانيه مجمع روحانيون مبارز اشاره كرد. آن بيانيه بسيار دقيقي بود كه البته براي آقاي خاتمي هزينه ايجاد كرد. از طرفي رسانه­ هاي خارجي به شكل گسترده­ اي اصلاح­ طلب­ها را تخريب كردند و سعي كردند تا آنها را از حالت آلترناتيو خارج كنند تا بتوانند آْلترناتيوي جديد ارايه بدهند كه درباره موفقيت­شان نمي­شود با صراحت اعلام نظر كرد. واقعيت موجود اما اين است كه‌ آقاي خاتمي همچنان يك مرجع ارزشمند است و اصلاح ­طلبان هم همچنان قدرت زيادي دارند. با اين حال معتقد به اين هستم كه تظاهرات 96 به شدت به قدرت سياسي و اجتماعي اصلاح­طلبان آسيب زد. لذا توصيه ­ام اين است كه اصلاح­طلبان به بازسازي و اعلام مانيفست جديد سياسي توجه نشان بدهند و نمي­شود،‌ چرا كه ذهنيت افكار عمومي تغيير نكند، بدون ترديد ايران به استقبال دولتي با مشي امنيتي و نظامي مي­رود كه خب! تبعات مخرب چنين حالتي براي همه روشن است.

*براي سئوال آخر؛‌ اينكه يك جرياني به يك چهره كاريزما اتكاي صد در صدي دارد، نقطه قوتي براي آنها محسوب مي­شو يا نقطه ضعفي كه كاستي­ها را پوشش مي­دهد؟
ببينيد! همه بايد قبول كنند كه سيد محمد خاتمي چهره­اي استثنايي در عرصه سياسي_ فرهنگي و اجتماعي جامعه هستند و نمي­شود درباره­اش به راحتي قضاوت كرد. من از شما اين سئوال را دارم كه راجع به دكتر مصدق و جبهه ملي يا درباره رابطه امام خميني و انقلاب اسلامي چه نوع قضاوتي مي­توان داشت،‌ در مورد ماندلا و كنگره ملي آفريقا يا درباره گاندي و جنبش عدم خشونت چطور؟ بايد پذيرفت كه بعضي از شخصيت­ها واقعا به قدري قدرت تاثيرگذاري پيدا مي­كنند كه گاها از جنبش­ها بزرگتر مي­شوند. خاتمي خوب يا بد در جايي ايستاده است كه نه دكتر مصدق توانست در موقعيت باشد نه اميركبير كه اين نظر ممكن است به مذاق برخي خوش نيايد. اما واقعيت اين است كه مجموعه­ اي از شرايط ايران سبب شد كه اين شخصيت اخلاق­مدار عرصه سياسي قدرت تاثير­گذاري زيادي را پيدا كند. اين مي­تواند يك مزيت براي اصلاح­طلبان باشد،‌ اما در جوامعي كه با فقدان حزبي درگير هستند و همچنان ساختار قبيله­ محور دارد و مساله قوميت­ها و نژادها در آن تعيين كننده است،‌ وجود يك رهبر كاريزماتيك حتما مزيتي قابل توجه به شمار مي­رود.

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
کافه الدورادو
تنیس داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
تلگرام تیترامروز داخلی
قصر باران داخلی
دست های مهربان داخلی
اینستاگرام داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
شهروند خبرنگار داخلی
عصر ساري داخلي
تعرفه داخلي تبليغات
مازند اسپرت