امروز: ۲۵ تير ۱۳۹۷ -
کد خبر: ۷۹۲۸۳
۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۴:۰۵
دوباره ایران دوباره لبخند، یک سال گذشت
حالا پس از گذشت یک سال که امید فصل مشترک همه ما بود اکنون سرخوردگی و نا امیدی جایگزینش شده. بین مردم که می روی همه درد دارند و از شدت خشم ممکن است چون فنر از جایشان بپرند، جامعه ای که یک سال پیش پر از امید برای تغییر و بهتر شدن بود اکنون نا امید و عصبانی تنها می جنگند که زندگی کنند.


تیتر امروز/ محمدرضا پوررمضان: در میان انبوهی از جمعیت در گرمایی طاقت فرسا خودمان را به میان شالن سید رسول حسینی رساندیم، ساری میزبان حسن روحانی بود و چیز زیادی هم به روز انتخابات نمانده بود.

جمعیتی چند هزار نفری که با هم متحد شده بودیم، از همان معدود اتحادات شهروندان که برخواسته از احساس است و معلوم نست نتیجه مطلوب می دهد یا خیر. به هر حال دستان یکدیگر را گرفتیم به بالا بردیم« دوباره ایران، دوباره لبخند، دوباره پیمان » ترانه شور انگیز حمایت از روحانی را می خوانیدم و مملو از احساس و امید شده بودیم.

نمی دانم چه رازی در کار بود که پیرزن 60 ساله بادیدن روحانی مثل دختر 18 ساله بالا و پایین میپریدو جیغ می زد، یا درک نمی کنم چرا من و دوستانم که علاوه بر داشتن مدرک تحصیلی بیکار بودیم چنان برای روحانی دست می زدیم که دستمان به سرخی خون شده بود.

روحانی وعده می داد و جمعیت برایش هورا می کشیدند، هرکسی برای برآورده شدن خواسته اش آنجا بود، یکی رفع حصر می خواست، دیگری ادامه برجام، در نزدیکی من عده ای خواهان حفظ فضای مجازی بودند و عده ای هم آزادی زندانیان سیاسی و انبوهی از خواسته های دیگر که روحانی برای تک تک این خواسته ها نطقی در آستین داشت. اما در چهره همه ما یک مورد مشترک وجود داشت « امید » امید فصل مشترک همه حامیان روحانی بود.

برای همین میدان انتخابات نزد مردم به جبهه جنگ میان دو تفکر تبدیل شد، مردمی که اگر کمی فضا تنش آلودتر می شد کار به درگیری های فیزیکی می انجامید. مردم در برابر مردم صف آرایی کردن تا یک تفکر سیاسی به قدرت برسد.

اما حامیان روحانی خوب می دانستند که تمام قدرت و شاید حتی نصف قدرت هم در اختیار رئیس جمهور مطلوبشان قرار نگیرد برای همین هم به رفع فیلتر و چهارتا شعار حمایت از حقوق شهروندی قانع بودند.

اکنون از آن روز گرم و مهیج یک سال گذشت، حالا برادر کوچکترم که به اصرار من حامی روحانی شد و قبول کرد رای بدهد به من خرده می گیرد که تو باعث شدی من رای بدم، می گوید هیچ فرقی بین اینها نبود و نیست.

حالا پس از گذشت یک سال که امید فصل مشترک همه ما بود اکنون سرخوردگی و نا امیدی جایگزینش شده. بین مردم که می روی همه درد دارند و از شدت خشم ممکن است چون فنر از جایشان بپرند، جامعه ای که یک سال پیش پر از امید برای تغییر و بهتر شدن بود اکنون نا امید و عصبانی تنها می جنگند که زندگی کنند.

شاید آن روزی که کاندیداهای ریاست جمهوری به یکدیگر حمله می کردند و یکی از اعدام و دیگری از دزدی می گفت نمی دانستند که بدست آوردن یک مشت رای به هر قیمتی تیری می شود و به پر نظام میگیرد، مگر غیر از این است که همه انها کارگزاران همین نظام بوده اند و در همین نظام رشد کردند.

یک سال گذشت و روحانی نتوانست پاسخ بسزایی به ان همه فداکاری حامیانش بدهد. مردم شانه خالی نکردند و بازهم آمدند پای کار « روحانی روحانی برای مردم بجنگ » این آخرین شعاری بود که مردم برای رئیس جمهورشان سردادند.

اوضاع به شدت بهم ریخته است، نه شغلی ایجاد شد، نه رفع حصری صورت گرفت، نه فضای مجازی حفظ شد و نه برجامی ماند. اقتصاد کشور ورشکسته و دلار معلوم نیست چگونه بالا و پایین می رود. اما جالب است که کسی این بی سرو سامانی را به گردن نمیگیرد.

روحانی شاید در وخیم شدن اوضاع نقشی نداشته باشد اما می توانست برای بهتر شدن اوضاع به خاطر مردم جامع بدرد و گلو پاره کند، اما حیف که او هم برعکس چیزی که می گوید مردم را نا محرم می پندارد .

کاش همدلی و تدبیری شکل بگیرد تا قطار روی ریل بازگردد که اگر غیر از این باشد این مردمی که من می بینم خشمشان روز به روز در حال شعله ور شدن است. این جمله دلسوزانه آیت الله جوادی املی فراموشتان نشود « اگر مردم با وجود این مشکلات قیام کنند همه مارا به دریا خواهند ریخت»

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
فیلم/ صحنه های سانسور شده بازی ایران_اسپانیا فیلم/ زیباترین گل های جام جهانی تا این لحظه امیرعباس کچلیک: ماهی ۵۰ میلیون درآمد دارم اشک ها و لبخندهای فینال لیگ قهرمانان عمل جراحی بهداد سلیمی با موفقیت انجام گرفت+ویدیو مراسم حرکت میلیونی عاشقان حرم اباعبدالله الحسین(ع) + فیلم همایش شیرخوارگان حسینی + فیلم قافله سالار داره میاد خدا کنه برگرده + فیلم نوحه خوانی سردار همدانی در ظهر عاشورا + فیلم