امروز: ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ -
کد خبر: ۷۷۵۳۰
تاریخ انتشار: ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۱۳:۴۵
تیتر هفته از وضعیت نگران کننده شبکه های اجتماعی گزارش می دهد
عقده دیده شدن در آن ها به حدی بالا گرفته است که به راحتی مقابل دوربین live (پخش زنده) عریان می شوند و هیچ عبایی از این کار ندارند، بیم آن است که رفتارشان رفته رفته تبدیل به عرف شود و نونهالان به این نتیجه برسند که دیده شدن به هر قیمتی ارزشمند است حتی عریانی و بی بندوباری. این گروه از دختران و پسران سرزمینمان قدم در راهی نهادند که جز نابودی فرهنگ مملکت و ویرانی جامعه ایرانی حاصلی نخواهد داشت. اینها کسانی هستند که یا به مازوخیسم دچارند یا آنقدر عقده فروخورده در وجودشان هست که به احمقانه ترین شکلِ ممکن بروز می دهند.


تیترامروز/ محمدرضا پوررمضان؛ شاید بتوان این ادعا را مطرح کرد که ایرانیان یکی از پرمصرفان اینترنت در جهان می باشند، شبکه های اجتماعی از بدو ورودش به فضای اینترنتی کشور همواره مورد توجه ایرانیان بوده است. شبکه های اجتماعی مورد علاقه ایرانیان از فیس بوک تا اینستاگرام روند پر فرازو نشیبی برای کاربران داخلی بوده. برای بخش بزرگی از جامعه ما تنها تکثر و حضور بیشتر هموطنانشان در یک شبکه اجتماعی مهم بود و تنها چیزی که برایشان اهمیتی نداشت کیفیت محتوا بوده است.

روزگاری در فیس بوک، روزهایی در وایبر و بعد از آن کوچ دسته جمعی به تلگرام. استفاده ایرانیان از تلگرام که یک پیام رسان است با نرم افزاری همچون اینستاگرام متفاوت می باشد چرا که اینستا با نمایش فیلم ها و عکس های کاربران به میل خودشان جذابیت هایی را برای افراد به وجود می آورد.

در واقع روزگار ایرانیان زمانی دگرگون شد که اینستاگرام را تسخیر کردند. این شبکه اجتماعی جذابیت های خاص خودش را دارد، یکی از این جذابیت های دلفریب این است که یک فرد به راحتی میتواند خودش یا هنرش را به مردم سراسر دنیا عرضه کند.

اینستاگرام خیلی زود در ایران روند رو به رشدی را آغاز کرد و تقریبا هر ایرانی که قدرت خریدن موبایل هوشمند را داشت یک حساب در این شبکه اجتماعی ایجاد کرد، اینستاگرام می توانست نعمت بزرگ و عامل رشد یک جامعه شود اما نحوه استفاده هم میهنان ما سبب شد این شبکه اجتماعی عامل نابودی فرهنگ و آینده این مرز و بوم شود.

چهره های جویای نام که هیچ قید و بندی در زنگی ندارند وارد این فضای اجتماعی شدند، رفته رفته موجودات مشابه با دریافتن این موضوع که چقدر راحت می توانند معروف شوند پا به این عرصه نهادند و اینجا بود که رشد انگل وارانه این موجودات تهی مغز آغاز شد.

هرکسی به نوعی سعی میکرد در این فضا نامی برای خود دست و پا کند و تعداد دنبال کننده های خود را بالا ببرد. در این میان سازندگان کلیپ های طنز، دابسمش بازان و افرادی دیگر با سلایق مختلف ابراز وجود می کردند که طرف حساب ما اینها نیستند، خطر اینها برای کشور زیاد نیست و میتوان تا حدی تحملشان کنیم.

اما افراد بسیار زیاد دیگری که روز به روز به خاطر توجه من و شما به تعدادشان اضافه می شود مثل بختک بر سر اینستاگرام اوار شدند.

آنها با هر عملی حتی زشت سعی میکنند نظر دیگران را به خود جلب کنند، هنرشان تنها خوردن مشروب و برهنه شدن مقابل دید میلیون ها استفاده کننده از فضای مجازی است، روزی مقابل دوربین پیراهن از تن در می آورند و روزی فهش های آنچنانی بر زبان می رانند، با ایجاد چالش های مضحک هر ماه فضای اینستاگرام را پر می کنند از فیلم های بی فرهنگی و بی عقلی شان ، و متاسفانه کاربران نیز با اهمیت دادن به انها و توجه به رفتار های زشتشان آنها را تبدیل به چهره های معروف می کنند.

عقده دیده شدن در آن ها به حدی بالا گرفته است که به راحتی مقابل دوربین live (پخش زنده) عریان می شوند و هیچ عبایی از این کار ندارند، بیم آن است که رفتارشان رفته رفته تبدیل به عرف شود و نونهالان به این نتیجه برسند که دیده شدن به هر قیمتی ارزشمند است حتی عریانی و بی بندوباری. این گروه از دختران و پسران سرزمینمان قدم در راهی نهادند که جز نابودی فرهنگ مملکت و ویرانی جامئه ایرانی حاصلی نخواهد داشت.

آنقدر میزان توجه به آنها زیاد شده است که چهره های فرهنگی و اسطوره های مملکتی دور از توجه قرار گرفته اند. باعث تاسف و شرمندگی است که فرزندان این کشور به جای شناخت مشاهیر ادبی این کشور بیوگرافی یک مشت احمق را ازبر باشند.

بعضی ها که نه هنری دارند، نه شخصیت اجتماعی دارند، نه تحصیلات دارند و نه کسی آنها را می شناسد؛ یک شبه تبدیل به مشهورترین چهره های فضای مجازی می شوند و اکثرا برای اینکه این موج سواری را ادامه بدهند خودشان را به اصطلاح اُسکل می کنند!

اینها کسانی هستند که یا به مازوخیسم دچارند یا آنقدر عقده فروخورده در وجودشان هست که به احمقانه ترین شکلِ ممکن بروز می دهند.

مثل آن دختری که از عشقِ یک(خواننده) خودش را با روسری دار زد تا جلب توجه کند. یا دیگری که فکر می کند مانکن است و رفته کل بدنش را عمل کرده (عمل بینی، پروتز لب، چال گونه، تتوی ابرو، لمینت دندان، عمل پلک،و ...) یا آن پسری که پلیس فتا دستگیرش کرد و حالا از کشور خارج شده و بقیه دافها و شاخ ها و پلنگ ها ... حتی آنهایی که خودشان سوژه اند اما در کمال پررویی، سوژه ها را سوژه می کنند! بعضی ها در جریانند:«عاشقتونم که!»

متاسفانه دهه هشتادی ها نیز وارد این بستر شدند و شوربختانه با دیدن این موج تو خالی آن ها نیز علاقه مند به رقابت برای شاخ شدن شده اند، با اندکی بالا و پایین رفتن در پیج های اینستاگرامی خواهید دید که این دختران کم سن و سال چه راهی را در پیش گرفته اند.

بسیاری از این افراد با به اشتراک گذاشتن ویدئوها و تصاویر غیر معمول و خارج از عرف جامعه، تعداد دنبال‌کنندگان صفحاتشان را حتی بیشتر از مشاهیر واقعی افزایش داده‌اند. این موضوع فقط گریبان‌گیر ما ایرانی‌ها نیست؛ بلکه خیلی از کشورهای جهان با این مقوله درگیرند.

به همین دلیل کمپینی راه انداخته اند که اجازه نمی‌دهد افراد با به نمایش گذاشتن هر گونه بی‌بند و باری، تبدیل به الگو شوند.

مشاهیر و هنرمندان واقعی این کشور که متاسفانه خیلی از آنها توسط رسانه ملی کشور تحریم شده اند شوربختانه و بدبختانه در چنین فضاهایی نیز مجال دیده شدن پیدا نمی کنند، درواقع آنها نیازی به دیده شدن توسط ما ندارند بلکه این ما هستیم که نیاز به شناخت انها داریم.

فرهنگ یک مملکت در ورطه نابودی قرار گرفته است، تاریخ یک کشور به همین سادگی در معرض فراموشی قرار گرفته و ما دست به دست هم داده ایم تا سرعت این نابودی را افزایش دهیم.

امروزه اینستاگرام یک بمب است در هر خانواده، همانقدر که تحریم و ممنوعیت استفاده از این شبکه اجتماعی آسیب زا است استفاده از آن هم همینطور خطرناک می باشد، از همین رو مهم است که هر خانواده با کنترل فرزندان خود به آنها بیاموزد که راه درست چیست.

متاسفانه در غیاب دستگاه های نظارتی رشد این افراد سرعت گرفته است و هیچ نهادی متولی برخورد با این گونه اشخاص نشده. راه چاره به هیچ عناون بستن راه های دسترسی به اینستاگرام نمی باشد و نمی توان به خاطر عده ای حق انتخاب مردم را سلب کرد. متاسفانه خطر فرهنگی هنوز برای مسئولان مهم تلقی نمی شود و هنوز دستگاه های نظارتی برای برخورد با عاملینی که ناخواسته به سیستم تربیتی و فرهنگی جامعه صدمه میزنند قدمی بر نداشته اند.

اگر این روند کنونی ادامه پیدا کند دور از ذهن نیست که آینده سازان این مملکت در آینده از کشت خیار نیز عاجز باشند و تنها هنرشان غنچه کردن لب و پیاده شدن از ماشین در حال حرکت باشد.

تا دیر نشده بیایید جلوی رشد انگل ها را بگیریم، «احمق‌ها حتی ارزش ندارند، شما ثانیه‌ای وقت بگذارید و صفحه آن‌ها را دنبال کنید. فالو و لایک کردن آن‌ها یعنی شما شخصیت تان به اندازه آن‌ها پایین است و هم عقیده آن‌ها هستید.» نگذارید رشد فزاینده آنها ادامه پیدا کند چرا که در این شرایط خطر بزرگی جامعه ایرانی و فرهنگ این مرز و بوم را تهدید می کند.

این جماعت که تنها لات های کوچه خلوت می باشند خواسته یا ناخواسته ذهن فرزندان مارا مسموم کرده اند، بزرگان خانواده با ارائه راه حل های منطقی فرزندان خود را از این خطر دور کنند که این کمتر از جهاد در راه حفظ کشور نیست.

فضای مجازی حقیقتا یک نعمت است و استفاده های مثبت بی شماری می توان از آن کرد، مثل نجات کودکی بیمار، رهایی پدری از بند بدهکاری و دوری از خانواده، کسب اطلاعات در مورد حوادث مختلف، ارتباط با آشنایان به راحتی، کمک به همنوع و حتی غیر همنوع، مقابله با آسیب های اجتماعی و حمایت از مددجویان. این ما هستیم که انتخاب می کنیم چطور استفاده کنیم./ هفته نامه تیترهفته


مطالب مرتبط
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
کافه الدورادو
تنیس داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
تلگرام تیترامروز داخلی
قصر باران داخلی
دست های مهربان داخلی
اینستاگرام داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
شهروند خبرنگار داخلی
عصر ساري داخلي
تعرفه داخلي تبليغات
مازند اسپرت