امروز: ۰۲ اسفند ۱۳۹۶ -
کد خبر: ۷۳۶۴۰
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۴:۲۹
مهلت دید و بازدید تمام شد:
آقای استاندار؛ ما و شما می دانیم که استانی با مختصات مازندران که به شدت به تحول همه جانبه نیاز دارد، با رویه های نخ نمای حرف درمانی، بازدیددرمانی، جلسه درمانی، وعده درمانی، انتقاد درمانی، مقاله درمانی و یا مکانیسم برون فکنی، درمان نمی شود و قطعاً مستحضرید که مازندران فقط باید عمل درمانی شود!/ مدیران سفارشی و دو قبضه ای که بعضاً بلای جان سازمان تحت امر خویش و فراتر از آن بلای جان ارباب رجوع و مشتریان اصلی سازمانی خویش اند، با چه توجیهی همچنان باید مسافر قطار تدبیر و امید بمانند و سخاوتمندانه ایستگاهی برای پیاده کردن آنها در نظر گرفته نشود!؟

تیتر امروز: صادقعلی رنجبر؛
رسم ما بر این است که غالباً برای مسئولین نوظهور در هر منصبی، ماه عسلی را در نظر گرفته و مهلت دید و بازدید می دهیم که خدا رو شکر، این دوره زمانی در دولت های یازدهم و دوازدهم، از همان روز اول آغاز شده و هر مسئول مؤظف است که اولین گزارش اجرایی صدروزه خود را به افکار عمومی ارائه کند!
مع الوصف اولین سؤال ما از شما همین است که پس از گذشت صد روز انتظار، ما با شما به کجا رفته ایم؟
اگر روز اول آمدن شما را وضعیت موجود تعریف کنیم، لطفاً پاسخ دهید که در وضعیت اکنون به کجا رسیده ایم و نیز بفرمائید که وضعیت مطلوب شما کجاست و قرار است تا کجا برویم؟ کیفیت سفر با شما چگونه است و آیا با انتظارات مردم مازندران همخوانی دارد؟ با چه وسیله ای، با اتکا به چه برنامه ای، توسط چه کسانی، در چه فرجه زمانی، با چه اولویت هایی، با چه روش هایی و نهایتاً با چه چشم انداز موعودی به سمت وضعیت مطلوب می روید؟
سؤال بعدی ما این است که آیا روش ها و ارکان تیم مدیریتی امروز شما قادر به حفظ فرصت های شغلی موجود، ایجاد فرصت های شغلی جدید به اندازه کفایت و نیز آیا قادر به تولید درآمد مکفی برای شاغلان خواهد بود؟
و اگر اینها طبق تجربه ما قادر به انجام چنین انتظاراتی نباشند، شما کی دست به کار خواهید شد و از چه پتانسیل تازه نفس دیگری استفاده خواهید کرد؟!
آقای استاندار؛ ما و شما می دانیم که استانی با مختصات مازندران که به شدت به تحول همه جانبه نیاز دارد، با رویه های نخ نمای حرف درمانی، بازدیددرمانی، جلسه درمانی، وعده درمانی، انتقاد درمانی، مقاله درمانی و یا مکانیسم برون فکنی، درمان نمی شود و قطعاً مستحضرید که مازندران فقط باید عمل درمانی شود!
کسی که می خواهد از جاده های ناهموار و صعب العبور کوهستانی در آب و هوای سرد و مه آلود و یخبندان زمستانی و ناملایمات اقلیمی و انسانی بگذرد، نمی تواند با وسایل و افرادی که برای روزهای خوش گل و بلبلی و جاده های کفی و روزهای آفتابی و فضاهای سبز بهاری و چشمه سارها و سایه سارهای دل انگیز ساخته و پرداخته شده اند، امید چندانی در رسیدن به مقصدی داشته باشد که بر خلاف ظاهر سهل الوصولش، اتفاقاً کمی صعب الوصول است!
آقای استاندار؛ با این همه سیاست های انقباضی در امر بودجه و اعتبار و محاسبات مالی دولت در سال 97 و جرح و تعدیل نه چندان رضایت بخش آن در مجلس، آیا می توان با غالب مدیرانی همسفر شد که حداقل در یک دوره چهارساله امتحان پس داده و نشان داده اند که چه در چنته دارند و قادر به تولید ثروت و یا بسترسازی آن نیستند؟
مدیران سفارشی و دو قبضه ای که بعضاً بلای جان سازمان تحت امر خویش و فراتر از آن بلای جان ارباب رجوع و مشتریان اصلی سازمانی خویش اند، با چه توجیهی همچنان باید مسافر قطار تدبیر و امید بمانند و سخاوتمندانه ایستگاهی برای پیاده کردن آنها در نظر گرفته نشود!؟
البته اینجانب نسبت به عملکرد برخی از مدیران کنونی که از فکر و جان مایه می گذارند، نهایت خضوع را دارم، اما نمره میانگین مدیران کنونی مطلوب ما نیست و طبعاً شما باید پیشتاز تحولات مدیریتی باشید، همانگونه که انتصاب خود شما، تابع همین قاعده است و کابینه محترم نشان داد که اهل عبور از کسانی است که توان لازم را نداشته و انتظارات مردم را برآورده نکرده اند، پس شما هم لطفاً رو دربایستی ها و فشارها و تعارفات احتمالی را کنار گذاشته و مدیران توانمند و تحول خواه را جایگزین مدیران طرفدار حفظ وضعیت موجود کنید.
آنچه که امروز در فرایند عزل و نصب شما قابل ملاحظه است، شبیه تور گردشگری بازنشسته ها در کشورهای خارجی است که هر بار از یک مکان به مکان دیگر گردانده می شوند، در حالیکه ما فراتر از مدیر گردانی و تحرک های افقی، به تحرک های عمودی از نوع صعودی و نزولی نیز نیازمندیم.
آقای استاندار؛  مازندران بیش از همه گزینه ها نیازمند قاطعیت شماست و اگر دیر بجنبید یا مازندران قربانی تعارفات و تردیدهای شما می شود و یا مثل قبلی ها خودتان از خودتان یک قربانی می سازید.
آیا با شناخت فعلی شما از مدیران، زمان خانه تکانی مدیریتی مازندران فرا نرسیده است؟!
فلذا تا دیر نشده و تا غصه مردم و جوانان این مرز و بوم، بغض و عقده نشده، لطفاً دست بکاری بزنید و نگذارید که این زخم ها بر پیکره مازندران، عده ای را به زخم نشینی وادار نماید!
در پایان از شما مصرانه می خواهم که با خواجه حافظ شیرازی همدل و همزبان شوید و زمزمه کنید که:
بر سر آنم که گر ز دست برآید
دست به کاری زنم که غصه سرآید
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
کافه الدورادو
تنیس داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
تلگرام تیترامروز داخلی
قصر باران داخلی
دست های مهربان داخلی
اینستاگرام داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
شهروند خبرنگار داخلی
عصر ساري داخلي
تعرفه داخلي تبليغات
مازند اسپرت