امروز: ۰۲ بهمن ۱۳۹۶ -
کد خبر: ۷۰۴۸۵
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰
حسین کاشفی در گفتگو با تیتر امروز:
اصولگرایان، امروز در اعلام برائت از محمود احمدی‌نژاد از یکدیگر سبقت می‌گیرند و آن را مصداق عمل صالح خود می‌دانند. در حالی که از سال‌ها قبل مرحوم آیت‌ا... هاشمی، نسبت به‌ آینده سیاسی احمدی‌نژاد هشدار داده بود، اصولگرایان بدون توجه به هشدارهای «شناسنامه انقلاب» در اسطوره‌سازی از احمدی‌نژاد برای برخی از اقشار جامعه، سنگ تمام گذاشتند.
پایگاه خبری تیتر امروز؛  اصولگرایان، امروز در اعلام برائت از محمود احمدی‌نژاد از یکدیگر سبقت می‌گیرند و آن را مصداق عمل صالح خود می‌دانند. در حالی که از سال‌ها قبل مرحوم آیت‌ا... هاشمی، نسبت به‌ آینده سیاسی احمدی‌نژاد هشدار داده بود، اصولگرایان بدون توجه به هشدارهای «شناسنامه انقلاب» در اسطوره‌سازی از احمدی‌نژاد برای برخی از اقشار جامعه، سنگ تمام گذاشتند. اصولگرایان اینک بدون پذیرش عواقب رفتار سیاسی خود در حمایت از احمدی‌نژاد و همچنین تبعات سیاست‌های ضدمدیریتی دولت وی، سعی در تبری جستن از احمدی‌نژاد دارند و به‌گونه‌ای رفتار می‌کنند که گویی افکار عمومی از حمایت‌های بی‌دریغ اصولگرایان برای احمدی‌نژاد چشم‌پوشی کرده‌اند و اقدامات اصولگرایان را فراموش کرده‌اند. در حالی که‌ افکار عمومی این رفتارها را به‌خوبی به‌خاطر داشت و در دو انتخابات ریاست‌جمهوری، یک انتخابات خبرگان، یک انتخابات مجلس و همچنین یک انتخابات شوراهای شهر تا جایی که ممکن بود نسبت به اصولگرایان واکنشی سیاسی نشان داد. یکبار دیگر اصولگرایان نسبت به احمدی‌نژاد اعلام موضع می‌کنند تا شاید مردم حمایت‌های آنها از احمدی‌نژاد را به فراموشی بسپارند. آن‌هم نه به‌ صراحت بلکه با مواضعی دوپهلو!
*مساله‌ای که امروز در فضای سیاسی کشور وجود دارد این ا‌ست که چرا هیچ‌کس مسئولیت رفتارهای کنونی و اقدامات گذشته احمدی‌نژاد را قبول نمی‌کند. چه چیزی باعث شده است که اصولگرایان از احمدی‌نژاد با سکوت یا اعلام برائت، عبور کنند؟

این مساله علاوه بر فضای سیاسی، در میان عموم مردم نیز مطرح است. همه می‌دانند که جریان اصلی حمایت از احمدی‌نژاد متعلق به اصولگرایان بوده و هست. علاوه بر بحث‌های عملکردی که مردم در قبال اقدامات ایشان در سیاست‌های داخلی، خارجی، اقتصادی و فرهنگی دارند، بحث حمایت تام و تمام اصولگرایان نیز از این نحله و فرقه، مورد وارسی در افکار عمومی قرار گرفته است. انسان مسلمان باید با صداقت بیاید و بگوید که چه چیزی اتفاق افتاده است. افرادی که خود را قانونمدار، دینمدار و ولایتمدار می‌دانند، نباید از اعتراف در برابر اشتباهات خود کوتاهی کنند. باید به صراحت بیایند و بپذیرند که مسئولیت رفتارها و تصمیم‌های غیراصولی مدیریتی در گذشته و این کژرفتاری‌های سیاسی اکنون احمدی‌نژادی‌ها، حاصل عملکرد اصولگرایان است. باید اشتباه خود را بپذیرند و موضع بگیرند.

*چرا اصولگرایان نسبت به حمایت‌‌های گذشته خود از احمدی‌نژاد با صراحت موضع نمی‌گیرند؟ آیا نگرانی از موضوع خاصی مانع از این اقدام می‌شود؟

بله! اصولگرایان می‌ترسند که اگر چنین اذعانی داشته باشند، افکار عمومی آنها را مورد بازخواست قرار ‌دهد که یا می‌دانسته‌اید که او چنین موجودی‌ است که در این صورت باید بگویند چرا تا بدین حد کمک کرده‌اند که او در چنین جایگاهی قرار بگیرد و یا نمی‌دانسته‌اید که در این صورت نیز این پرسش مطرح می‌شود که چرا به یک هندوانه دربسته تا این حد اعتماد کرده‌اند! حتی در زمان ریاست احمدی‌نژاد بر قوه مجریه و حین اتهام‌زنی‌های وی علیه افراد مختلف، بازهم صدایی از اصولگرایان به مخالفت برنخاست. این موارد مبهم در برابر عملکرد اصولگرایان وجود دارد. نمی‌شود از منافع احمدی‌نژاد بهره‌برداری و از مضرات سنگینش با اتخاذ مواضع دوپهلو فرار کنند!

*جدای از ثبت تاریخی این واقعه، چه راهی برای پاسخگو کردن اصولگرایان نسبت به‌ این موارد وجود دارد؟ اصولا چگونه می‌توان جریانات سیاسی را به‌سوی پاسخگویی سوق داد؟

یکی از مباحث مهم در حکمرانی دموکراتیک، بحث پاسخگویی‌ است. نخست اینکه از منظر بروز جایگاه دقیق حزب، باید کمک کنند که حزب در فضای سیاسی کشور بازتعریف شود. احزاب باید بتوانند پاسخگو باشند. چه اصولگرا و چه اصلاح‌طلب. اخیرا نیز بحث گفت‌وگوی دو جریان مطرح شده است که ‌این موضوع تقویت احزاب می‌تواند سوژه مناسبی برای این گفت‌وگوها باشد. باید مطرح شود که چرا نسبت به عملکردها پاسخ‌گو نیستیم. اگر این فرهنگ در میان احزاب جا بیفتد، مردم نیز از افراد و احزاب غیر پاسخگو رویگردان خواهند شد. بنابر این برخی از احزاب مجبورند که به سمت کار کارشناسی شده جمعی حرکت کنند تا بتوانند در عرصه رقابت‌های سیاسی به حیات خود تداوم بخشند. کار جمعی و مبتنی بر پاسخگویی، باعث عدم رشد و بروز عناصری همچون احمدی‌نژاد خواهد بود. وقتی که می‌گویی «کلکم راع و کلکم مسئول» یعنی همه جریانات در محضر خدا و در برابر مردم باید پاسخگو باشند.

*آیا می‌توانیم اینگونه تفسیر کنیم که آقای احمدی‌نژاد از فقدان نظام حزبی در کشور، توانست به نفع خود و در راستای عدم پاسخگویی بهره‌برداری کند؟

می‌شود اینگونه هم گفت! بالاخره‌ایشان یکی از کارهایش این بود که با احزاب برخوردهای چکشی داشت. در آن دوره فضا امنیتی بود و برخورد با رسانه‌ها و احزاب به آسانی صورت می‌پذیرفت. احزاب بسیاری نظیر جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب منحل شدند و بسیاری دیگر از احزاب نیز نتوانستند کنگره‌های خود را برگزار کنند. خانه احزاب پلمپ شد و بسیاری از مطبوعات به راحتی آب خوردن توقیف می‌شدند. آقای احمدی‌نژاد رسما می‌گفت که به وجود احزاب اعتقاد ندارد اما کسانی که در مجلس حضور داشتند و داعیه حزب محوری داشتند، از پاسخگویی به احمدی‌نژاد و به چالش کشیدن وی به خاطر این اظهارات ضد قانونی، کوتاهی شدیدی کردند. این سکوت باعث شد که احمدی‌نژاد این اعتقاد خود به عدم تحزب را بعدتر با موضع‌گیری در برابر مجلس و حتی جریان کلی اصولگرایان، نشان دهد.
در حالی که اگر حزب قوی وجود داشته باشد، می‌تواند نقد کند و پیشنهاد دهد و به چالش بکشاند! اصولگرایان حتی در برابر اقدامات و بی‌احترامی‌ احمدی‌نژاد نسبت به مرحوم آیت‌ا... هاشمی و آقایان ناطق و لاریجانی نیز سکوت کردند و کارنامه خوبی از موضع‌گیری در یک دهه اخیر برجای نگذاشته‌اند. اصولگرایان حتی حق دفاع افراد از خودشان را نیز به‌رسمیت نشناختند و رسما در راستای ضدیت با حقوق شهروندی عمل کردند. می‌بینیم که متاسفانه آن زمان سکوت کردند و اکنون نیز سکوت و یا اعلام موضعشان، توفیری نسبت به برکشیدن احمدی‌نژاد نخواهد داشت و مردم این موضوع را همواره از چشم جریان اصولگرایی خواهند دید. اصولگرایان برای تداوم حیات سیاسی خود باید دست به یک انقلاب پاسخگویی بزنند.
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
کافه الدورادو
تنیس داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
تلگرام تیترامروز داخلی
قصر باران داخلی
دست های مهربان داخلی
اینستاگرام داخلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
شهروند خبرنگار داخلی
عصر ساري داخلي
تعرفه داخلي تبليغات
مازند اسپرت