امروز: ۲۵ مهر ۱۳۹۶ -
کد خبر: ۶۶۲۹۲
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۳۱
در استان مازندران نه اصولگرایی به خوبی تبیین شده و به آن عمل می شود و نه اصلاح طلبی.بلکه با شدت و ضعف متفاوت و صدالبته نه به طور مطلق- این هر دو در عمل به منقعت طلبی تبدیل می شوند.یعنی مهم منافع فردی و حزبی و طایفه ای است نه اصول و نه اصلاح امور. اگر بعد از سی و هشت سال هنوز نتوانسته ایم اهداف بلند انقلاب را به طور کامل محقق سازیم، باور کنیم لازم است همه ما و خصوصا گروه ها و احزاب از چپ و راست، به آسیب شناسی رفتار خود بپردازیم.



 چه زیبا گفت دکتر استیو مارابولی: «وقتى بى عدالتى وجود دارد، جرأت كن و اوّلين كسى باش كه آن را محكوم مى كند؛ وقتى به دشوارى برخوردى، جرأت كن و به كارت ادامه بده؛جرأت کن»
آری جرأت کن و خودت باش.
در استان ما نه اصولگرایی به خوبی تبیین شده و به آن عمل می شود و نه اصلاح طلبی.بلکه با شدت و ضعف متفاوت و صدالبته نه به طور مطلق- این هر دو در عمل به منقعت طلبی تبدیل می شوند.یعنی مهم منافع فردی و حزبی و طایفه ای است نه اصول و نه اصلاح امور.
اگر بعد از سی و هشت سال هنوز نتوانسته ایم اهداف بلند انقلاب را به طور کامل محقق سازیم، باور کنیم لازم است همه ما و خصوصا گروه ها و احزاب از چپ و راست، به آسیب شناسی رفتار خود بپردازیم.
باید بفهمیم، کجا راه را اشتباه رفته ایم و چگونه باید مسیرمان را اصلاح کنیم.باید به دور از سیاست زدگی و منفعت طلبی یک بار دیگر به روزهای پیروزی انقلاب برگردیم؛ اخلاص را محور کارهایمان قرار دهیم و با عشق به مردم، برای خدمت خالصانه به هموطنان و سربلندی ایران عزیز تلاش کنیم.
حدود چهار ماه از انتخابات ریاست جمهوری می گذرد و بحث ها بر سر تغییر استاندار مازندران به اوج خود رسیده است. در این بین اصلاح طلبان بیشتر از سایر گروه ها و شخصیت های سیاسی تلاش می کنند تا گزینه مطلوب خود را به صندلی استانداری برسانند، گروه ها ی سیاسی اصلاح طلب در مازندران هر کدامشان یک گزینه مشخص برای استانداری دارند و دیگر خبری از حضور ده ها نفر استاندار بلقوه نیست. کمی که عمیق تر نگاه می کنیم در میابیم که اصولگرایان در این میدان جنگ اصلا حضور ندارند و گویا خود می دانند که در این دولت شانسی برای استانداری مازندران نخواهند داشت آن هم در شرایطی که ربیع فلاح از اردوگاه آنان به استانداری مازندران رسید و دیگر شانس جدیدی نخواهند داشت.
اما چه شد که تیتر یک این شماره تیتر هفته "اصلاح طلبی یا منفعت طلبی" است.
پس از همه مباحث مربوط به این ماجرا و معرفی گزینه های متعددی برای استانداری مازندران به ناگه نام مهدی عبوری به عنوان گزینه ای جدی مطرح شد، در ابتدا عبوری را کسی جدی نگرفت اما هرچه غربالگری بیشتری صورت می پذیرفت عبوری نیز در بین افراد مانده در گود رقابت با قی می ماند. آنچنان این بحث جدی شد که داد اصلاح طلبان مازندران را تا حدودی در آورد، نمی توان آمار دقیقی از اینکه عبوری چقدر بین اصلاح طلبان و یا حتی اصولگرایان محبوبیت دارد به دست آورد اما او توسط برخی از سربازان اردوگاه اصلاحات به شدت تخریب می شود.
این تخریب ها در شرایطی انجام می شود که مهدی عبوری در انتخاباتی که شورای اصلاح طلبان مازندران برگزار کرد دومین رای را آورد و جزء سه گزینه پیشنهادی این شورا برای استانداری شد.
گفته می شود شخصیت های برجسته سیاسی اصلاح طلب از جمله علی اصغر یوسف نژاد و عباسعلی بهاری اردشیری و نفرات دیگر از حامیان عبوری می باشند.
در این نوشتار قصد نداریم تا جناح سیاسی عبوری را بررسی کنیم چرا که برای مردم تنها و تنها پیشرفت مازندران ملاک و معیار است نه جناح سیاسی.
عده ای در این بین در تلاش هستند تا با برجسته کردن گزینه های مطلوب خود سهمی هرچند ناچیز در بدنه مدیریتی استان به دست بیاورند، از همین رو به جای نشان دادن نقاط مثبت گزینه مورد نشرشان به تخریب سرمایه های استان روی آوردند، مدعیان اصلاح طلبی باید بدانند که اصلاح طلبی با منفعت طلبی و سهم خواهی منافات دارد، برای نشستن و تکیه زدند بر صندلی های مهم مدیریتی تنها ملاک و معیار جناح سیاسی نباید باشد، فراموش نخواهیم کرد که در دولت گذشته به همین خاطر کشور و استان مازندران چقدر متضرر شده است و همچنان نیز آثار خرابی ها پیداست.
همه عزیزانی که برای استانداری مازندران جزء گزینه های اصلی هستند سرمایه و افتخار این استان محروم هستند و هر کدام با ظرفیتی که دارند باید به استاندار آینده مازندران مدد برسانند تا کاری برای این استان و مردمش به انجام برسد. تخریب و سرمایه سوزی که این روزها توسط برخی مدعیان اصلاح طلبی در مازندران رواج پیدا کرده است کار را از بیخ خراب خواهد کرد و در نهایت شاید شاهد گزینه غیر بومی در استاندار شویم، پس بهتر است منافع استان و مردمش را در اولویت قرار دهیم و تخریب و سرمایه سوزی را از دستور کار خارج کنیم. اصلاح طلبی یک اندیشه پاک است و نباید با منفعت طلبی و سهم خواهی خودمان دامن پاک اصلاحات را لکه دار کنیم.
پس از روی کار آمدن دولت تدبیر و امید و دستاوردهای این دولت که موجب شادی و شعف در جامعه گردید حال دیگر کسی به مانند دوره ریاست جمهوری قبلی ترسی از گفتن اصلاح طلبی ندارد.
در این مجال اندک به این مسئله می پردازیم که اصلاح طلب واقعی کیست و چه معیاری دارد؟
آن هنگام که مهر خاتمیت بر دولت خاتمی زده شد و خورشید اقبال احمدی نژاد بردمید، اصلاحات و دستاوردهایش نیز به حاشیه رفت اگر چه این امر می توانست پیش بینی شود اما این همه ماجرا نبود !
جریان اصولگرا در آن روزگار از کلمه پر مغز اصلاحات معنی اندک بر گرفت و در رسانه ها و جرایدشان نه در نقد اصلاحات که در نفی آن سخن ها راند و چهره ای وارونه از آن نشان داد و آن را برانداز خواند.  
اما اصلاح طلبی دارای چه شرایطی است:
1 -اصلاح طلبی امری کاملا قانونی می باشد زیرا قانون گذار راه های اصلاح و تغییر آنرا پیش بینی کرده است. همچنین اصلاح طلبی باعث احیای اصول معطل مانده ی می شود برای نمونه برگزاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سال 77 و در دوران اصلاحات، احیای اصل هفتم قانون اساسی بود که تا آن زمان معطل مانده بود
2 -اصلاحات و اصلاح طلبی ریشه در تاریخ دارد و جریان اصلاحات از 150 سال پیش در کشور ما توسط سردمداران امور نظیر عباس میرزا و امیر کبیر به علت عقب ماندگی ایرانیان آغاز شد. هر چند مجموعه ای اقدامات این بزرگواران باعث ناخوشایندی کسانی شد که منافع خود را در خطر می دیدند و در نتیجه با پخش شایعه علیه عباس میرزا و امیر کبیر باعث شدند که این دو از جهان رخت بر کشند. جریان اصلاحات و مخالفان از آن دوره آغاز و هنوز هم همین جریان و مخالفان هر دو هستند، مخالفانی که هنوز هم همان راه قدیمی شایعه و مرتد خواندن را ادامه می دهند.
3 - اصلاح طلبی مقبولیت مردمی دارد. رای بیش از بیست میلیونی آحاد در سال 76 و 80، آن هم بدون هیچ حرف و حدیث و حملات گازنبری،  نشان می دهداین جریان درمیان مردم ازمقبولیت بالایی برخورداراست.
4 -  اصلاحطلبی، کاملا همگانی و عمومی است، زیراازسوی آحاد مردم حتی ازسوی روحانیت که خودپایه گذارانقلاب است می تواند انجام شود.
اما معیار های حداقلی یک اصلاح طلب:
1 - اعتقاد به آزادی های قانونی یعنی آزادی بیان و آزادی اندیشه رد باور، بیان، قلم
2 - قانون‌گرایی والتزام به قوانین
3 - اعتقادبه عدالت اقتصاد، حقوقی، قضایی ومبارزه با رانت خواری واختلاس و در کلام برابر بودن همه‌ی ایرانیان درفرصت های شغلی وسرمایه گذاری وکسب علم ودانش وتحصیلات و هنر و مناصب حکومتی اعم ازنمایندگی مجلس و دولت.
4 - تلاش برای پیشرفت و توسعه‌ی متوازن کشور، شفاف بودن درآمدها وهزینه های، کاهش فقر،بیکاری، فساد،اعتیاد، تورم، گرانی وافزایش درآمدملی
5 - باور به اصول اخلاقی درمناسبات فردی واجتماعی ودوری ازدروغ وفریب ونیرنگ وریا و ناجوانمردی و زهدفروشی ودین ابزاری، همچنین پاسداری ازمیراث فرهنگ وتاریخ درخشان وپرافتخارایرانی و اسلامی به عنوان هویت ملی وجمعی همراه بااستقبال ازپدیده های مفید مدرنیته.
6 - اعتماد به نسل جوان وتحصیلکرده و واگذاری مناصب وموقعیت های سیاسی به آنان وهمچنین استفاده ازتجربه سالخوردگان به عنوان مشاورین دلسوز و بی توقع، نه انحصارگران موقعیت ها ومنزلتها. پیران بدون شور و تحول خواهی جوانان قادر به تغییر اوضاع نیستند و جوانان،بدون تجربه ‌پیران ،محکوم به تکرارتجربه های تلخ پیرانند.
7 - به تفکرات خود پایبند بوده و در شرایط سخت و دشوار چرخش 180 درجه نداشته و برای هدف خود تلاش می کند.
8 - احترام به تمامی انسان ها حتی مخالفان خود و عدم بکارگیری شایعه، توهینو تخریب. یک اصلاحات با سند و مدرک با رقیب خود مناظره می کند.
9 - از خودخواهی، استبداد رای، خود محوری و شیوه های دیکتاتور منشانه پرهیز نموده و صیانت از قاون و رای مردم و دفاع از حقوق شهروندی را وظیفه و تعهد مستمر خود بداند.
10 - الگو و نماد اصلاحات سید محمد خاتمی می باشد که یک اصلاحاتی باید اخلاق، رفتار، مرام و منش این اندیشمند فرزانه را پرچمدار تمامی امور خود قرار دهد.
با این توصیفات ذکر شده مهمترین مبانای فکری اصلاحات رامي توان دراين موارد برشمرد؛ محور قراردادن اصلاح و تحول، قانونگرايي ،شايسته سالاري، افزايش تطبيق پذيري نظام به تعبیر رئیس دولت اصلاحات اصلاحات یعنی تحقق جامعه مدنى، كثرت‏گرايى، آزادى بيان، قانون‏گرايى و حقوق.
حال با این اوصاف واقعا افرادی که خود را از جبهه اصلاحات معرفی می کنند آیا واقعا پایبند به این اصول هستند؟
ذکر این نکته ضروری است که اگر اصلاح طلبی در مورد اتفاقی خاصی در برخی از امور با برخی از اصول گرایان تعامل نمود نمی توان به او گفت که از جرگه ی فکری اصلاحات خارج شده است. درواقع یک اصلاح طلب حقیقی دارای فکر کاملا باز بوده و کاملا انتقاد پذیر می باشد و راه صحیح را انتخاب می کند هر چند اگر آن راه را یک اصول گرا پیشنهاد داده باشد.
سخن با شما اصلاح طلب محترم، لطفا برای منافع خود با احساسات مردم بازی نکنید و از روش تزویر و دروغ استفاده نکنید. جرات کنید و خودتان باشید همانی که در دوران گذشته بودید.

در پایان  همه باید بدانیم که رفتاروکردارمادرمعرض دیدهمگان،به ویژه احزاب وشخصیت‌های اصیل اصلاح طلب است وامروز و فردا در پیشگاه خدای بزرگ ،مردم و تاریخ باید پاسخگوباشیم.

منبع : هفته نامه تیتر هفته


مطالب مرتبط
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
تولید کنند انواع رنگ های صنعتی، ساختمانی و اتومبیلی
شهروند خبرنگار داخلی
عصر ساري داخلي
تعرفه داخلي تبليغات
پيامكي داخل
تلگرام صفحات داخلي
مازند اسپرت