امروز : ۰۲ اسفند ۱۳۹۵ - 19:11:06
کد خبر: ۳۳۹۳۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۹۵ - ۱۴:۱۸
سلامت و بیماری فعالیتهای فرهنگی شهرداری بابل و ساری

در چند روز گذشته شهردار شهرستان بابل از تمرینات نمایش "مردگان بی کفن و دفن" آقای عباس ابوالحسنی در آموزشگاه بازیگری ابوالحسنی بازدید کردند و در پایان به ایراد گفتگوی صمیمانه ای با هنرمندان بابلی پرداختند. این گفتگوی صمیمانه با سخنان سیدمرتضی حسینی مدیریت جدیدالتاسیس فرهنگی، اجتماعی، ورزشی، کارگردان اثر و سرکار خانم محبوبه ارمیانی مدیریت موسسه فرهنگی هنری شهر تئاتر جاوید ساری ادامه یافت و جناب اردشیر بیژنی علی رغم مشغله ی فراوان به تمام سخنان این عزیزان گوش دل سپردند.

جناب بیژنی خود را از علاقمندان خاص هنر تئاتر بر شمردند و با تحسین تلاش هنرمندان نمایش "مردگان بی کفن و دفن" قول بازدید کامل از نمایش در اولین فرصت پیش رو دادند. ایشان هنر تئاتر را هنری زنده و درگیر با نفوس مردم برشمردند و خاطرنشان کردند که از توصیه های مکرر ایشان در برنامه های فرهنگی اقدام به زمینه سازی فعالیتهای نمایشی ست. تشکیل کارگروهی جهت بررسی مشکلات هنرمندان این عرصه از دستورهای پایان جلسه ی بازدید بود که به شدت مورد تشویق حضار قرار گرفت. کارگردان فرهیخته ی اثر جناب آقای ابوالحسنی با خاطرنشان کردن بودجه های کلان فرهنگی شهرداریهای دیگر بخصوص بودجه های خاص چند ساله ی اخیر شهرداری ساری در حوزه ی تئاتر خواستار توجه ویژه مسئولین شهری به امور فرهنگی در کنار دغدغه های عمرانی و ... شدند.

بازدید مسئولین از امور فرهنگی بی گمان نشانه ی جامعه ای پویا و متمدن است اما نکته باریکتر از موست که علی رغم اینکه در سراسر دنیا، شهرداریها از پشتوانه های مهم فعالیتهای فرهنگی هنری در سطح جامعه محسوب می شوند، همچنان بازدید از فعالیتهای فرهنگی و هنری توسط مسئولین در ایران امری کم سابقه و قابل تحسین است! اما موضوع مورد توجه ما در این مقال اهتمام به موضوع مورد نظررئیس جمهور در توجه اهالی رسانه به مساله واقعیات کشور و نقد است. موضوع مورد توجه این مقال توجه به سخنان مطروحه در چنین دید و بازدیدهایی ست که عموما ریشه در هیجانات ناشی از اقدام نو دارد و شاهد، حجم عظیم حرف های بی عمل مسئولین، که عوام و خواص از آن به شعار یاد می کنند. ضعف البته نه در امیدبخشی اینگونه سخنرانی هاست، که در انجام وظیفه ی اصلی منتقد برای ثبت دقیق حرف های مطروحه جهت یادآوری ست. البته وظیفه ی مهم تر این مهم بررسی سخنان هیجانی و بی برنامه ی اینگونه جلسات است که در دستور کار قرار می گیرد؛ چرا که آنچه بی برنامه و به قصد پرهیز از شعار زدگی و وفای به عهد در دستور کار قرار می گیرد، همه ی آنچه گذشتگان به رنج و زحمت نهادینه کرده اند را به هم می زند. این همان مصداق از هول حلیم در دیگ افتادن است؛ همان که عمری با عمل ساختاری در حوزه ی فرهنگ این جامعه در ستیز است. فرهنگ، حوزه ای چند لایه است و اقدام سطحی در یکی از این لایه ها نه تنها ثمربخش نیست، که در اکثر موارد آسیب زاست. حرکتهای فرهنگی نیاز مبرم به شناخت چند جانبه و حرکتهای –هرچند کوچک- چند وجهی و برنامه ریزی شده دارند. و آسیب فرهنگی ما همین اقدام ناگهانی و انقلابی در یکی از بهانه ها، به بهانه ی ضعف در یکی از جنبه ها و پاسخگویی سرپایی به نیازهای یک قشر و آمارگروی ست!

آنچه سلامت دارد دغدغه ی حمایتی مسئولین از حوزه ی فرهنگ و هنر و توجه به اهمیت آن در سلامت جامعه است، و البته آنچه سلامت دارد عمل گفت و گو و مشارکت حضوری در امور فرهنگی ست. فرهنگ مقوله ای قابل بررسی از فاصله ی دور نیست؛ راهرو می باید. اگر تلاش مسئولین در حوزه ی فرهنگ، بی ربط و نوشداروهایشان پس از مرگ سهراب و گاها علت مرگ سهراب است(!) همین قضاوت از دور است. مسئولین ما کمتر به سینما می روند، کمتر به کنسرت های موسیقی و تالارهای نمایش پا می گذارند و از ادبیات و هنرهای تجسمی بی خبرند و عجیب نیست که درمان می جویند از پس زخم هایی که دیگر کاری شده اند. در لشگر شکست خورده درد بسیار و ناله بسیار است و وقتی زمینه های حمایتی مسئولین محدود است، طبیعی ست که "اولویت سنجی" مشخص کننده ی مدیریت موفق و البته کارکرد موثر تصمیمات در حوزه ی فرهنگ است. این بیماری فرهنگ ماست که مسئولین دردمند ما هزینه های میلیونی فرهنگی را بدون اولویت سنجی و شناخت به دست یکی از ناله سر دهندگان می سپارند و گمان می کنند در برهوت حمایت های فرهنگی اقدامی موثر کرده اند. این اقدامات غیر تخصصی نه تنها کمکی به جامعه ی فرهنگی نمی کند، بلکه آسیب زاست چرا که مصداق همان تریاک مصرف کردن برای فراموشی دردی در مغز استخوان است! به تعبیر شمس تبریز:"هرکه شاخ را گرفت شکست و فروافتاد؛ هر که درخت راگرفت همه ی شاخ از آن اوست". این کمکهای آسیب زا بلای جان هنر و فرهنگ شده و کاش با چنین رویکردی، این مبالغ، در این فشار اقتصاد مقاوتی، در حوزه ی اجتماعی موثر تری سرمایه گزاری گردند.

آنچه سلامت دارد دغدغه ی توجه به هنر و حمایت در خور از حوزه ی فرهنگ است آنچنانکه در سیاق مدیریت شهردار محترم ساری مشهود و مبرهن است؛ و البته آنچه سلامت دارد حضور با برنامه و منظم مسئولین فرهنگی در عرصه های فرهنگی و برخورد رو در رو با اصل دغدغه ها و آسیب های فرهنگی ست. یک کارگردان موفق در حوزه ی نمایش یا سینما، کارگردانی است که بهره ای از شناخت طراحی صحنه، بازیگری، موسیقی و ... داشته باشد. همچنین در مدیریت نیز این رویه رایج است. آنچه سلامت دارد بازدید حضوری جناب بیژنی شهردار بابل از اتفاقات فرهنگی ست که اگر مستمر و معین باشد بی گمان موثرتر است. شناخت سطحی از هنرها و شرایط هنری شهرستان آنقدرها که زمان بر تلقی می گردد نیست و البته شرط لازم یک برنامه ریزی برای تخصیص بودجه و امکانات محدود شهرستان است. آنچه بیمار است مثلا رویکرد با فاصله ی شهردار و معاونت فرهنگی ساری از اقدامات فرهنگی، و از آنطرف هزینه های میلیونی کردن است! دستگاه فرهنگی شهرداری می بایست در برنامه های مهم هنری شهرستان حضور مستمر و پررنگ داشته باشد تا با نیازهای فرهنگی شهرستان برخورد مستقیم داشته باشد. امام علی(ع) برای کمک به نیازمندان علاوه بر تشکیل نهاد اجتماعی، شخصا کیسه بر دوش می گرفت تا نیازها را از نزدیک لمس کند و این اتفاق صرفا یک پوز سیاسی نبوده است! این البته سوای برنامه هایی ست که شهرداری راسا نسبت به برگزاری آن اقدام می کند. اصلن مشکل اینجاست که شهرداری نهاد برگزار کننده ی اتفاقات فرهنگی نیست که بودجه کلان را به دست عده ای از هنرمندان با سلیقه های –نمی گوییم غلط، می گوییم- خاص بسپریم و با برپایی فعالیتهای فرهنگی قابل نقد، گمان کنیم اقدام موثری در حوزه ی فرهنگ صورت گرفته است. به عنوان مشت نمونه ی خروار اشتباهات، مسئولین فرهنگی شهرداری هنوز بر این باور نیستند که طبق قانون برای برپایی هر گونه نمایشی که تلقی اجرای عموم از آن بشود می بایست از شورای نظارت بر نمایش آن شهرستان کسب مجوز و پروانه اجرای عموم کرد و از شرایط مهم موضوع بررسی این شورا "ضعف شدید هنری ست" که عدم توجه به آن ضعف سلیقه ی مخاطب است. و یا مثلا اقدامات هنری شهرداری در حوزه ی هنرهای تجسمی. رئیس جمهور پمبیدو برای ساختن یکی از شاهکارهای معماری جهان-موزه هنرهای مدرن پمبیدو- دست به انتخاب از میان 681 طرح واصله کرد! شهرداری ساری از میان چند طرح واصله اقدام به اجرای طرح های تجسمی میدان ها و معابر عمومی و یا برنامه های مناسبتی عید نوروز و ... و یا مهم تر تآترون روباز پارک ارتش می کند؟!!!سلامت در حمایت دستگاه فرهنگی شهرداری از "اتفاقات فرهنگی بزرگ" و یا نهادهای آگاه به امور فرهنگی و برنامه ریز در این حوزه است تا قطره های حمایت، در این برهوت وضعیت اقتصادی هنر و فرهنگ، به اتفاقات فرهنگی هنری تخصیص یابد که دراولویت و ثمر بخش ترند.

وقتی هنر در بستر بیماری با هول مرگ دست و پنجه نرم می کند، امید است که مسئولین فرهنگی ما به رفتارهای سالم خود اعم از هزینه های میلیونی شهرداری ساری و یا بازدیدهای گاه به گاه شهرداری بابل غره نباشند و به قول حضرت مولانا : "اول ای جان دفع شر موش کن؛ وانگهان در جمع گندم کوش کن." در ابتدا رفتارهای غلطی که نا آگاهانه، آسیب غیر قابل جبران فرهنگ و هنر است را در خود اصلاح کنند؛ وانگهان در تقویت رفتارهای سالم خود بکوشند که امروز فرهنگ و هنر ما با دیروز، و تلاش و عمل امروز ما با نیازهای این مردم فرهیخته، فاصله ای بسیار دارد...

نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
سیاوش سالخورده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۷/۱۲
0
0
امیدوارم حمایت شهردار محترم شامل حال اهالی فرهنگ و هنر شود قطعا این حمایتها نتیجه ی درخشانی برای مازندران به دنبال دارد همچنان که هنرمندانی چون مجتبی دهدار و محبوبه ارمیانی و... که وقت و انرژی خود را صرف این دیار کردند در سایه ارج نهادن به متعالی ترین جلوه وجود با قدمهای استوارتری به راه خود برای تربیت و ترویج هنر گام بردارند
نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعرفه داخلي تبليغات