امروز: ۲۳ مهر ۱۳۹۸ -
کد خبر: ۱۱۳۰۸۲
۱۷ مهر ۱۳۹۸ - ۱۴:۰۵
با کج گردنی، چشم گریان و سری فتاده خواستار شفاعت خواهی شهیده سه ساله کربلا شدم تا پدرش سیدالشهدا پذیرام شود و چه خوب شفاهت خواهم شد چرا که به غروب خورشید نکشیده در لیست کاروان رهسپار کربلا و مهمتر همسفر پشت کوهم بعد از پدر یعنی برادر بزرگم شدم.

دختر 3 ساله‌ای شفاعت خواهم؛ برای پدرش می‌شود/ سفارش شما را به من کرده‌اند

به گزارش تیترامروز به نقل از خبرگزاری فارس مازندران، سرویس فرهنگی| کبریا مقدس ـ در پایان محرم که نزدیک می‌شدیم مثل سال‌های گذشته دلم آشوب شد، از هر جایی می شنیدم که می‌خواهند مشرف سیدالشهدا شوند، حسرت داشتم که باز هم قسمتم کربلا نیست...

البته اراده رفتن داشتم که در طول سال به زیارت سالار شهیدان آقا اباعبدالله الحسین بروم اما پیاده‌روی در ایام اربعین چیز دیگری در من بود که مشتاقم می‌کرد تا در آن حضور چند میلیونی به ره توشه‌ای بگیرم...

 گفتم یعنی امسال هم جزو "جاماندگان" قرار می‌گیرم و قلمم را برای گزارش این دلدادگان و همراهان حب الحسین می نگارد؟ پس دلم چی؟

 

 عازم رفتن شدم و زمزمه‌ام را بلند کردم و گفتم می‌خواهم بروم... یکی می‌گفت: خبرنگاری نرو، برو بنویس برای خاطره نویسی...
 یکی دیگر می‌گفت: می دونی راه چقدر برای توی تنها سخته؟  باز هم گفتند: امسال هم بمان مثل سال‌های گذشته قلمت را برای "جاماندگان" بزن با گزارش فیلم..

 می دونی راه چقدر برای توی تنها سخته؟  باز هم گفتند: امسال هم بمان مثل سال‌های گذشته قلمت را برای "جاماندگان" بزن با گزارش فیلم..

 

اما  این اراده ام چیز دیگری خواست بر روی کارش پافشار شد چون دل که این حرف‌ها سرش نمی شود، سختی راه چیه؟ تنهایی چرا؟ خاطره‌نویسی برای کی؟ وقتی خدا باهاته، جمعیت چند میلیونی هستند و آنچه می‌بینیم را برای همه خواهم گفت. سختی راه، تنهایی و خاطره‌نویسی معنی نخواهد داشت.

خیلی گشتم از دوستان، همکاران و بستگان از تهران، محمود آباد، ساری و آمل تا همراهیم کنند، اما هنوز امام حسین علیه السلام استقبالم نکرد.

 

 گفتند: تیم رسانه‌ای قرار است برود و چقدر خوشحال شدم و رفتم سراغ شان اما باز هم پس از ۱۰ روز موفق نشدم، شنیدم از مرکز استان قرار است رایزنی شود تا خبرنگاران مازندران را اعزام به کربلا کنند و باز هم خرسندی و خوشحالی پیگیر شدم اما انگار این قسمت رفتنم به نرفتن بود و همچنان به این اعتقاد که سالار شهیدان به خواستارم نیست.

 به روز شهادت دختر سه ساله‌اش رسیدیم و هر لحظه به اربعین نزدیک‌تر و دلم آشوب‌تر چرا که هنوز موفق به رفتنم با فرد یا افرادی نشدم...

 به راستی در امید بسته می‌شود برای کسی که به امید بیشتر از ناامیدی اعتقاد دارد؟

هنگام صلات ظهر رو به قبله ایستاده و با دلی شکسته از دختر ۳ ساله‌اش گله کردم که بار گناهم آن‌قدر سنگین بود پدرت منو نپذیرفت؟

با کج گردنی، چشم گریان و سری فتاده خواستار شفاعت خواهی شهیده سه ساله کربلا شدم تا پدرش سیدالشهدا پذیرام شود و چه خوب شفاهت خواهم شد چرا که به غروب خورشید نکشیده در لیست کاروان رهسپار کربلا و مهمتر همسفر پشت کوهم بعد از پدر یعنی برادر بزرگم شدم.

 

 

با کج گردنی، چشم گریان و سری فتاده خواستار شفاعت خواهی شهیده سه ساله کربلا شدم تا پدرش سیدالشهدا پذیرام شود و چه خوب شفاهت خواهم شد چرا که به غروب خورشید نکشیده در لیست کاروان رهسپار کربلا و مهمتر همسفر پشت کوهم بعد از پدر یعنی برادر بزرگم شدم.

 نمی‌دانم کسی می‌تواند لحظه‌ای که در آن قرار گرفتم را درک کند یا نه، این که می‌گویند تمام دنیا را به تو دادند جمله‌ای ناچیز است چرا که رسیدن به باور مصلحت و حکمت آن چیزی که خدا سر راهت قرار می‌دهد و مهمتر دختر سه ساله ای که شفاعت خواهت می شود تا به زیارت پدرش بروی فراتر از این جمله است.. و من ۱۸ مهرماه سال ۱۳۹۸ را هرگز تا آخر عمرم فراموش نمی‌کنم تا عازم سرزمین نینوا کرب و بلا شدم و جز رهروان "حب الحسین یجمعنا" قرار گرفتم و با شوق و شعف فریاد بزنم، امسال در لیست "جاماندگان" نیستم و قلمم برای کاروان سوی "حب الحسین" به نگارش در می آید.

تا هر زمانی که در کربلا هستید می‌توانید همین جا بمانید

سمانه حضوری زائر کربلا ـ به کربلا که وارد شدیم به همراه دوستم دنبال محلی برای اسکان و قرار دادن کوله‌هایمان بودیم تا پس از کمی استراحت آماده رفتن به حرم امام حسین(ع) و حضرت ابالفضل(ع) شویم . ازدحام جمعیت در خیابان‌ها و کوچه‌های منتهی به حرم به قدری زیاد بود که حرکت زائران به کندی انجام می‌شد؛ علاوه بر پر بودن ظرفیت هتل‌ها، حسینیه‌ها و موکب‌ها نیز دیگر جایی برای پذیرش زائران نداشتند.

 

توان راه رفتن برایمان نمانده بود که در خیابان امام علی(ع) چشممان به حسینیه‌ای افتاد که زائران ایرانی در آنجا رفت و آمد می‌کردند.

چون نزدیک اذان ظهر بود تصمیم گرفتیم تا نماز را در حسینیه بخوانیم و اگر جایی برای اسکان دارد شب را نیز در همان مکان استراحت کنیم، اما به محض ورود به حسینیه متولی آنجا که تحت تاثیر ازدحام جمعیت کمی عصبانی شده بود؛ گفت: ظرفیت تکمیل است و فقط می‌توانید برای نماز وارد شوید. 

‌وقتی علت گریه‌اش را پرسیدم گفت: بعد از رفتن تو برای صحبت جهت ماندن در حسینیه به پیش ابومجید متولی آنجا رفتم، ابو مجید که خیلی خوب فارسی صحبت می‌کرد با دیدنم گفت: شما همان دو نفر خانم هستید که دنبال جا می‌گردید؟ سفارش شما را به من کرده‌اند و تا هر زمانی که در کربلا هستید می‌توانید همین جا بمانید. 

 

پس از اقامه نماز من برای تهیه عکس، گشتی در خیابان‌های اطراف حسینیه زدم و وقتی برای برداشتن وسایل و یافتن مکانی برای استراحت به آنجا برگشتم با گریه دوستم مواجه شدم. 

 سفارش شما را به من کرده‌اند و تا هر زمانی که در کربلا هستید می‌توانید همین جا بمانید 

 

‌وقتی علت گریه‌اش را پرسیدم گفت: بعد از رفتن تو برای صحبت جهت ماندن در حسینیه به پیش ابومجید متولی آنجا رفتم، ابو مجید که خیلی خوب فارسی صحبت می‌کرد با دیدنم گفت: شما همان دو نفر خانم هستید که دنبال جا می‌گردید؟ سفارش شما را به من کرده‌اند و تا هر زمانی که در کربلا هستید می‌توانید همین جا بمانید. 

من هم با شنیدن این حرف ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر شد و دائم به این جمله ابو مجید فکر می‌کردم: "سفارش شما را کرده‌اند".

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدنی‌های امروز؛ از توفان خسارت‌بار در ژاپن تا رکوردزنی دونده کنیایی دیدنی‌های امروز؛ از مراسم تشییع پیکر مراسم ویژه دختران مجرد برای پیدا کردن همسر دیدنی‌های امروز؛ از مرگ دیدنی‌های امروز؛ از جشنواره بالن در فرانسه تا حمله انتحاری کابل دیدنی‌های امروز؛ از هاکی بازی پوتین تا حواشی نخستین جمعه ماه رمضان دیدنی‌های امروز؛ از جارچی سلطنتی بریتانیا تا جوراب خاص وزیر خارجه آمریکا آیین گل‌غلتان نوزادان در امیریه
فیلم/ صحنه های سانسور شده بازی ایران_اسپانیا فیلم/ زیباترین گل های جام جهانی تا این لحظه امیرعباس کچلیک: ماهی ۵۰ میلیون درآمد دارم اشک ها و لبخندهای فینال لیگ قهرمانان عمل جراحی بهداد سلیمی با موفقیت انجام گرفت+ویدیو مراسم حرکت میلیونی عاشقان حرم اباعبدالله الحسین(ع) + فیلم همایش شیرخوارگان حسینی + فیلم قافله سالار داره میاد خدا کنه برگرده + فیلم نوحه خوانی سردار همدانی در ظهر عاشورا + فیلم