امروز: ۰۱ مرداد ۱۳۹۸ -
کد خبر: ۱۰۸۲۶۷
۱۳ تير ۱۳۹۸ - ۱۰:۵۸
روایت خبرنگار تیتر امروز از زندان ساری
بانویی که در پای دار قالی دلگویه‌هایش را زمزمه می‌کرد و با هر نقش و نگار بر طرح گره‌ای بر تقدیرش می‌زد و امیدوار بود روزی هم می‌رسد مانند آن پرستو که پشت پنجره آزادیش را به رخش می‌کشد رها شود، سخت است نگاه کردن به دریچه‌ای که برای زنی زندان و برای پرنده‌ای سقف را معنا می‌کند...
تیتر امروز/رقیه نعلبندانی: گاهی اوقات حسرت پرنده‌ای است که از پشت میله‌های زندان برایت دست تکان می‌دهد.وقتی تمامت را در سالنی با چهار اتاق که هر کدام به چند تختخواب سه طبقه تجهیز شده است و 64 زن را در کنار خود محبوس می‌بیند...

*بیا خانم خانه خودت باش
وقتی تمام نگاهت معطوف می‌شود به سایه‌های بلند میله‌هایی که روی دیوار طرحی از داستان «بابالنگ دراز اثرجین وبستر» را برایت تداعی می‌کند تا «جان اسمیت» بیاید و برایش پدری کند.

وقتی دور زدن در حیاطی کمتر 100 متری که با چهار ست ورزشی آهنی، 6 کابین تلفن کارتی و چند گلدانی که هر از چند گاهی موشی سرک می‌کشد، محل هواخوریت باشد، تا بگوید منِ بیرونی از هر روزنه‌ای در محدوده تو پا می‌گذارم؛ یکی هم وارد شود و بگوید: «بیا خانمِ خانه خودت باش»...

چشمانی که در هر ثانیه دوخته می‌شود بر چهارچوب آهنی تا صدایی توجه‌اش را جلب کند و بگوید: «این بار نوبت توست» گوینده فرقی ندارد خانم مدانلو مسوول زندان زنان ساری باشد و یا مامور کشیک، برای او همه این طبقه شغلی فقط زندان‌بان بودن را می‌رساند...

*قد کشیدن کودکی زیردست و پای زنان زندانی
همین انتظار است که هر روزِ مرا به دیروز و ماه اخیر و پارسال تبدیل می‌کند و من خسته از صدای نق و نق کودک یکی دو ساله‌ای که زیر دست و پای زنان این طرف و آن طرف می‌دود نازنینی که تا چند وقت پیش روی موکت‌ چهاردست و پا می‌رفت و برای راه افتادنش از لبه تخت‌های فلزی هم بندی‌های مادرش کمک می‌گرفت، نه کفش جغجغه‌ای داشت که برای گام بعدی بخندانش و نه در کنار دستان مادرش پدری بود که با هر بار افتادنش هزاران بار قربان صدقه‌اش برود. تقدیری که بعد از به دنیا آمدن او را مجاب کرد تا چند سالی در بند نسوان باشد و تمام کودکیش را در این‌گونه سپری کند.

*بند به بند با بانوانی که روزگار در بند می‌گذرانند
بند به بند با بانوانی از عنفوان جوانی و شاید تا پایان میان‌سالی به جرم قتل، قاچاق مواد مخدر، کلاه‌برداری، سرقت و مشکلات مالی خواسته و ناخواسته در بند روزگار می‌گرانند تا پرونده‌شان را به سرانجام برسانند.

هفته قوه قضاییه موجب شد تا به اتفاق رئیس کل دادگستری، دادستان و مدیرکل زندان‌های مازندران و چند مسؤول دستگاه قضای استان بازدیدی از زندان ساری داشته باشیم. طبق هماهنگی درب‌های آهنین و فولادین برای‌مان باز شد و با آیفون تصویری که بعد از زنگ زدن حضور ما را به بند نسوان اطلاع می‌داد قفل‌هایی بود که با دستان خانم مدانلو یکی پس از دیگری گشوده می‌شد.
درهای میله‌ای سفید رنگ را گذراندیم با آسانسور به طبقه بالا رسیدیم،گرمای تیرماه با شرجی بودن ساعات اولیه روز در شمال، سالنی خنک فضای ندامتگاه را برایمان تلطیف می‌کرد.

*دیدن حبس و پرواز با یک پنجره
اتاق‌هایی در کنار هم هر کدام دختران و مادرانی را در خود حبس کرد که در بیرون پنجره پرنده‌ای آزادانه لانه ساخته بود و هر لحظه در آسمان آبی به پرواز در می‌آمد و غذایی به نوک می‌گرفت و بر دهان جوجه‌هایش می‌گذاشت...

اما دخترک دو ساله‌ای با صورت سفید و موهای بلوند از مادرش جدا می‌شد و در معرض دید زنان زندانی به این طرف و آن طرف می‌رفت. وقتی پای صحبت بانوان در بند می‌نشستی هرکدام از سرنوشتی می‌گفتند که ناخواسته برایشان رقم خورده بود و امیدوارانه به آزادی فکر می‌کردند...

*جدایی پدر و مادر از پی زندانی شدن شیما
«شیما» چادر گلی‌گلی‌ سرش را جابه‌جا کرد اشک‌ریزان می‌گوید: از سال 92 تا 95 کسب و کار در شبکه‌های اجتماعی مجازی داشتم، لباس می‌فروختم. سه ماه آخر از ترکیه برایم بار نیامد، پول مشتریان به حساب بانکی مادرم ماند و همین موجب شد تا بدهکار شوم و 34 شاکی خصوصی داشته باشم. او که خود را تهرانی و ساکن تبریز می‌داند، می‌افزاید: از سال 95 زندانی شدم تاکنون از 14 نفر رضایت گرفتم اما 20 نفر دیگر از شکایت خود عقب نمی‌نشینند. تمام بدهکاری باقی مانده من 7 میلیون و 500 هزار تومان است.
شیما که با مدرک تحصیلی دیپلم از 23 سالگی حبس در بند نسوان را تجربه کرده است، می‌گوید: پرونده قضایی من به جرم خیانت در امانت که زیر مجموعه سرقت است از جرایم عمد محسوب شده و ستاد دیه کمکی نمی‌تواند بکند.

او که 3 سال و 2 ماه دیگر از حبسش در زندان ساری باقی مانده است، اظهار می‌کند: صاحب اصلی حساب این فروشگاه اینترنتی مادرم بود و زندانی شدن من عامل اصلی جدایی پدر و مادر شده است.

شیما به مشاجره‌ای که بعد از هر صحبت عادی با پدر داشت اشاره می‌کرد و می‌افزود: وضعیت مالی پدرم خیلی خوب نبود اما برای کار کردنم مخالفت می‌کرد. نیاز هر دختریست که دستش در جیبش باشد و مستقل و این آزادی آنهم در چارچوب اخلاق حق هرزنی است.

شیما کتاب‌خوانی در زندان را از فعالیت‌های روزانه خود می‌داند و عنوان می‌کند که طی این سه سال بیش از 50 کتاب رمان خوانده و«م. موادب‌پور» نویسنده مورد علاقه‌اش است.شیما این دختر 26 ساله باور به خداوند را مسبب اصلی در پیشبرد کارش می‌داند و می‌گوید: وقتی حمایت‌های خدا را در روند کارم می‌بینم تمام ذهنم معطوف او می‌شود، اما بیرون از زندان فقط مادر و تنها برادرم منتظرم هستند که به زودی در کنارشان خواهم بود...

«نگین» هم دختر 26 ساله‌ایست که 6 بهارعمرش را در زندان به جرم قتل از 20 سالگی در حبس است.

البته برخی از زندانیان تمام سختی در زندان را دوری از خانواده، نداشتن شغل بعد از حبس و عدم اعتماد عمومی جامعه نسبت به زنان زندانی، و برخی کاستی‌های داخل زندان می‌دانستند.

*میانگین سنی زنان زندانی در ساری
اما خانم محسنیان مشاور امور بانوان اداره کل زندان‌های مازندران سطح تحصیلی زنان زندانی را پایین دانست و گفت: 75 درصد زنان زندانی بومی مازندران و درصد بسیاری اندکی از مجرمان دارای تحصیلات عالیه هستند.

او بیشترین جرم زنان در بند را سرقت، رابطه نامشروع، قاچاق مواد مخدر، کلاهبرداری، قتل و مسائل مالی دانست و ادامه داد: میانگین سنی زنان زندانی در مازندران 18 تا 60 سال است.

محسنیان با اشاره به اینکه طبق قانونی مادران زندانی مکلف به نگهداری کودکان زیر دو سال در زندان هستند، تصریح کرد: در ساختمان جدید زندان ساری برای بند نسوان محل نگهداری کودکان طراحی شده است.

او رسیدگی به وضعیت سلامت و درمان زنان زندانی را بخش مهمی از روند کاری در ندامتگاه دانست و گفت: دندان‌پزشک، پزشک عمومی و در صورت نیاز به متخصص درمان تخصصی هم در زندان به صورت کشیک انجام می‌شود.

محسنیان توانمندسازی و مهارت آموزی زندانیان را از اولویت کاری در ندامتگاه عنوان کرد و یادآور شد: با همکاری اداره کل فنی و حرفه‌ای آموزش مهارت آموزی به زندانیان با اعزام مربیان ماهر انجام می‌شود.

اتاق مشاوره، کارگاه مهارت آموزی، نمازخانه و کتابخانه زنان زندانی در طبق فوقانی آسایشگاه قرار داشت در هر قسمت از این ساختمان بانویی نشسته و مشغول کارش بود و از پشت پنجره نظاره‌گر پرنده‌ای می‌شد که آزادانه به اوج می‌رسید و ارمغان رهایی را می‌آورد.

*امیدهای نگین
این زنان بند تمام دلخوشی‌شان را دست سازه‌هایی می‌دانند که روزی در نمایشگاه‌ها توانمندی‌های بانوان در معرض دید مردم قرار می‌گیرد و به نفع خودشان به فروش می‌رسد.
بانویی که در پای دار قالی دلگویه‌هایش را زمزمه می‌کرد و گویی با هر نقش و نگار بر طرح؛ گره‌ای از تقدیرش را می‌بافت...

نگین امیدواربود روزی هم می‌رسد مانند آن پرستو که پشت پنجره آزادیش را به رخش می‌کشد رها شود، سخت است نگاه کردن به دریچه‌ای که برای زنی زندان و برای پرنده‌ای سقف را معنا می‌کند.

تا قفس هست مرا لذت آزادی نیست / هرکجا در همه آفاق اسیریست منم 

شعر: حسین جنتی

انتهای پیام/

نظرات شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
دیدنی‌های امروز؛ از هاکی بازی پوتین تا حواشی نخستین جمعه ماه رمضان دیدنی‌های امروز؛ از جارچی سلطنتی بریتانیا تا جوراب خاص وزیر خارجه آمریکا آیین گل‌غلتان نوزادان در امیریه تصاویر عجیب از ازدواج پادشاه تایلند! حرکات کششی و خمشی نماینده مجلس در صحن (تصاویر) چرا پاپ پای رهبران سودان جنوبی را بوسید؟ دیدنی‌های امروز؛ از آمادگی برای آتش‌بازی شب سال نو تا سونای در دل کوه هیجان در بزرگ‌ترین پیست اسکی ایران
فیلم/ صحنه های سانسور شده بازی ایران_اسپانیا فیلم/ زیباترین گل های جام جهانی تا این لحظه امیرعباس کچلیک: ماهی ۵۰ میلیون درآمد دارم اشک ها و لبخندهای فینال لیگ قهرمانان عمل جراحی بهداد سلیمی با موفقیت انجام گرفت+ویدیو مراسم حرکت میلیونی عاشقان حرم اباعبدالله الحسین(ع) + فیلم همایش شیرخوارگان حسینی + فیلم قافله سالار داره میاد خدا کنه برگرده + فیلم نوحه خوانی سردار همدانی در ظهر عاشورا + فیلم