متاسفانه یکبار دیگر شاهد سقوط یک فروند هواپیمای مسافربری دیگر و اینبار در اتیوپی بودیم. شاید اگر ادعا شود که این سقوط و دلایل ان به قیمت دلار یا گوشت گوسفند و مرغ و وضعیت اقتصادی و معیشت مردم ایران و بسیاری از نقاط دنیا ارتباط دارد شاید بسیار از خوانندگان لبخندی بزنند و یا چنین ارتباطی را نتیجه تئوری توهم و توطئه بدانند. ولی ایا واقعا چنین است؟ لطفا کمی وقت بگذارید و توضیحات ذیل را مرور فرمایید.

دنیا امروز دنیای به هم تنیده است که اگر سونامی در ژاپن موجب ویرانی و از کار افتادن نیروگاه اتمی ژاپن می شود ان سونامی باعث افزایش قدرت اقتصادی ایران و در نتیجه معیشت بهتر مردم ایران از ناحیه افزایش واردات نفت و گاز ژاپن که بدنبال خاموش کردن کل صنعت برق اتمی ژاپن بدلایل ایمنی بوجود امد شد که حالا برخی دوستان از دوران خوب ان مدیر جهانی در قیاس با دور دوم اقای روحانی یاد می کنند. سقوط این هواپیما بوئینگ امریکا در اتیوپی هم می تواند در وضعیت اقتصاد و سیاست خارجی و بین الملل ما بسیار مهم و تاثیر گذر باشد یا حداقل ان را توضیح بهتری دهد.

این هواپیما هم که بنا بر اخبار از جدید ترین و مدرن ترین هواپیماهای شرکت بوئینگ امریکا هست ولی باز به دلیل اختلالات الکترونیک که ظاهرا منشا ان معلوم نشده مانند هواپیماهای قبلی مالزی و اندونزی سقوط می کند و خسارات جبران ناپذیری به شرکتهای امریکایی و اروپایی وارد می کند. ولی از ان مهمتر خسارات جبران ناپذیری به ملتهای بیطرف و مردم مظلوم بیگناه از ملتهای مختلف دنیا و حتی اقتصاد انها که در این جنگ کثیف خود دست دارند وارد می کند که حتی به دریانوردی و اختلال و تغییر جهت ناگهانی کشتی های عظیم نظامی و نفتکش هم رسیده و متاسفانه کشتی ایرانی سانچی و خدمه ان نیز قربانی این جنگ کثیف سرد میان روسیه و امریکا شدند. این قلم در یادداشت های قبلی "علت سقوط هواپیمای مالزی در اوکراین"(12 مرداد 93) و "علت غرق سانچی و نقش چین" ( 2 بهمن 96) نسبت به این جنگ کثیف هشدار داده بود و وسعت و دلایل و چگونگی ان را تشریح کرده بود.

بصورت خلاصه همان تکنولوژی که باعث اختلال و ربایش الکترونیک هواپیمای بی سرنشین و فوق پیشرفته و رادار گریز امریکا بر فراز طبس شد حالا روسیه از همان تکنولوژی برای اختلال و ربایش الکترونیک هواپیماهای مالزی و اندونزی و این مورد استفاده می کند. بیجهت نبود که این هواپیما ربایی ها در اوج جنگ سوریه و اشغال کریمه انجام شد. و حالا حتی با کشتیها هم مانند سانچی گسترش یافته و بی جهت نبود که چه اوباما و چه حتی ترامپ و بولتون در مورد پوتین و روسیه دست به عصا حرکت می کنند. پوتین ثابت کرده که از استفاده از هیچ ابزاری برای پیشبرد منافع روسیه و خودش ابا نداره. امریکا و غرب به خوبی می دانند هم پشت سر القاعده و هم داعش و بغدادی و هک های کامپیوترهای غربی و... همه سازمان اطلاعات روسیه و شخص پوتین قرار دارند. ولی هرگز ان را اعلام نمی کنند. چون در انصورت باید به خونخواهی اقدام کنند و روسیه دارای بمب اتمی است. پس دارند از زیر با هم تسویه حساب می کنند. مثلا اگر امریکا و بوئینگ اعلام کند روسیه می تواند به راحتی هر هواپیمای غربی بوئینگ و ایرباس را با اخلال الکترونیک سر به نیست کند دیگر این دو شرکت غربی باید ورشکست شوند. ولی انتظار حوادث و تحریمهای جدید اقتصادی برای روسیه و پوتین را داشته باشید.

فقط ببینید که ترامپ در مورد این سقوط در توئیت خود چه گفته:

"هواپیماها برای پرواز بسیار پیچیده شده اند. دیگر نیاز به خلبان نیست، بلکه دانشمندان علوم کامپیوتر از دانشگاه «ام‌آی‌تی» کنترل را در دست دارند. من در بسیاری از محصولات این پدیده را می‌بینم، تلاش غیرضروری برای یک قدم جلو رفتن، در حالی که مدل‌های قدیمی و ساده اغلب بهتر جواب می‌دهند. پیچیدگی خطرناک است و بسیاری از این‌ها هزینه‌های بالا و سود کمی دارند. نظر شما را نمی دانم، اما من حتی نمی‌خواهم خلبان من البرت اینشتین باشد. من خلبانان حرفه‌ای می‌خواهم که اجازه داشته باشند سریع و راحت کنترل هواپیما را در دست خود نگه دارند."

به خصوص به این دو فراز توجه کنید. ".دانشمندان علوم کامپیوتر از دانشگاه «ام‌آی‌تی» کنترل را در دست دارند" و ...."من خلبانان حرفه‌ای می‌خواهم که اجازه داشته باشند سریع و راحت کنترل هواپیما را در دست خود نگه دارند"

در واقع ترامپ به عنوان بالاترین شخص اجرایی و ریاست جمهوری امریکا داره تایید می کنه که قدرتی خارج از ایالات متحده توانایی اختلال و ربایش الکترونیک هواپیما ها از فاصله دور را دارد.

اما این سوال به حق وارد است که انگیزه این قدرت سوم از این اقدامات علیه منافع امریکا و شرکتهای امریکایی چیست؟ پوتین و سازمان اطلاعات روسیه با همین اقدامات تخریبی دارند به امریکا میگن اگر تو ما را تحریم می کنی و به اقتصاد روسیه ضرر می زنی ما هم ساکت نمی نشینیم و با اختلال و ربایش الکترونیک پیشرفته ترین هواپیمای بوئینگ باعث ضربه به اقتصاد شرکت بوئینک و اقتصاد امریکا می شویم. اگر امریکا با همکاری کره جنوبی خبر از دور زدن تحریمهای کره شمالی توسط روسیه در دریا و تحویل سوخت به کره شمالی می دهد روسیه هم برای خود این حق را قایل است که محموله نفتی سانچی را که متعلق به کره جنوبی و متحد امریکا هست را از بین ببرد. فقط توجه کنید ارزش سهام بوئینگ در اول مارس 2019 بالای 260 میلیارد دلار بوده که با این سقوط ارزش سهام بوئینگ که بزرگترین شرکت سازنده هواپیما دنیا و یکی از بزرگترین شرکتهای امریکا است دوازده درصد سقوط کرده و به زیر 210 میلیارد دلار رسیده. یعنی 50 میلیارد ضرر مستقیم به بوئینگ و البته ضرر بیشتر به ارزش سهام کلی بازار بورس امریکا. پوتین میگه اگر شما اقتصاد و صنعت نفت و سرمایه گزاری در روسیه را تحریم کردید ما هم اینجوری پاسخ می دهیم. در یک کلام اگر امریکا در اقتصاد دست بالا را دارد انتقام روسیه در سایر جبهه ها از القاعده و زرقاوی و داعش و ... می تواند گسترده باشد.

عرصه دیگری که پوتین داره به امریکا فشار می اورده همان سوریه است. خود سوریه یا اسد برای پوتین و روسیه کوچکترین ارزشی ندارند ولی پوتین می داند که امنیت اسراییل در صحنه سیاسی امریکا و غرب بسیار مهم است و پوتین می داند که اگر سوریه را از دست دهد یعنی برگ برنده فشار به امنیت اسراییل و در نتیجه حاکمیت سیاسی اسراییل و از طریق لابی اسراییل بر خود امریکا را از دست می دهد. بنابراین دارد از اهرم سوریه برای فشار به سیاستهای جهانی و تحریم امریکا علیه روسیه استفاده می کند. همین حالا با فعال کردن اس 300 و استفاده از حضور نیروهای طرفدار ایران در سوریه دارد از نتانیاهو و امریکا باج می گیرد تا امریکا نتواند با دست باز به تحریم اقتصاد و سیاست روسیه بپردازد. تمام تفاوت پوتین با حاکمیت شوروی در این است که در این جنگ سرد جدید عوض قرار گرفتن در جبهه فلسطین و ضد امریکا دارد دودوزه بازی می کند و از هر دو طرف امتیاز می گیرد و البته در این بازی بزرک اقای پوتین ایران هم باید نقش داشته باشد و از ایران حمایت می کند تا از اسراییل و امریکا امتیاز بگیرد و برعکس. همین است که هم اوباما و هم ترامپ و حتی بولتون مجبورند دست به عصا با روسیه و پوتین رفتار کنند.

اما تمام این یادداشت را نوشتیم که به موضوع بسیار مهمتری یعنی سرنوشت و وضیعت کشور خودمان بپردازیم. پیش از این در دی ماه 1396 با همکاری سایت محترم الف یادداشتی با عنوان " برنامه بی نقص ترامپ برای اقتصاد ایران و روسیه" انتشار یافت که تقریبا به صورت کامل صد در صد برنامه ترامپ و حاکمیت امریکا برای اقتصاد ایران و ونزویلا و روسیه و قطر و حتی عربستان( که بعد در چارچوب داستان قاشوقچی کلید خورد) با توجه به انقلاب شیل نفتی در امریکا پیش بینی شده بود و عنوان شده بود که در هر صورت سال 1397 سال بسیار سختی برای اقتصاد ایران خواهد بود. اگر ان مقاله را مجدادا مطالعه فرمایید می توانید درصد درستی پیش بینی های ان را خود شاهد باشید. در ان مقاله امده بود که تمام سیاست امریکا و در نتیجه روسیه و دیگر کشورهای بزرگ دنیا در مورد نحوه برخورد انها با برجام و خروج قطعی ترامپ از ان بر می گردد به همان گسترش تولید سیل اسای نفت شیل امریکا. اورده شده بود که ترامپ برای تضمین این بخش بسیار مهم و استراتژیک اقتصاد امریکا از هیچ اقدامی حتی در حد خروج از برجام و تحریمهای سنگین تر علیه ایران و ونزویلا و حتی قطر و روسیه و عربستان خودداری نخواهد کرد. از نظر حاکمیت امریکا تولید و صادرات نفت و گاز این کشورها باید در بازار به هر نحوی ( تحریم در مورد ایران یا فروپاشی اقتصادی ونزویلا ناشی از سو مدیریت و حتی بی ثباتی سیاسی و دیپلماتیک مانند قاشچقی در عربستان و درگیری عربستان و قطر و... ) کاهش یابد تا جا برای تولید شیل نفتی امریکا بدون کاهش قیمت نفت به زیر 50 دلار که مرز سوددهی شیل نفتی امریکا ست باز شود .

در همان یادداشت اورده شد که تمام کاری که روسیه انجام خواهد داد این خواهد بود که ایران و ونزوئلا و عربستان و قطر و ... را به تضاد و رقابت بیشتر با امریکا و با هم هول دهد تا به جای تحت فشار قرار گرفتن تولید نفت و گاز روسیه در این برهه این ایران و ونزویلا و حتی عربستان و قطر باشند که به نفع حفظ سطح تولید و قیمت نفت روسیه مجبور باشند که تولید و صادرات نفت و گاز انها از بازار خارج شود. جالب است که بدانید بعد از تحریم نفت صادراتی ونزوئلا در ماه پیش که نوعی نفت سنگین مخصوص پالایشگاههای نفتی امریکا هست الان روسیه هست که صادرات نفت سنگین خود به امریکا و این پالایشگاهها را افزایش داده است. دقیقا روسیه با ونزویلا دارد همان کاری را می کند که با سهم بازار نفت ایران در هند و چین واروپا انجام داد و جای نفت صادراتی ایران به این بازارهای مهم نفت را به سرعت پر کرد. حتی همین عربستان هم از فرط وابستگی و با وجود رقابت و دشمنی شدید با ایران باز به نفع شیل نفتی دارد به سرعت و به میزان بسیار زیاد تولید و صادرات نفت خود را کاهش می دهد. حاکمیت وابسته عربستان می داند که ان چیزی که ترامپ در ظاهر می خواهد یعنی ارزان شدن نفت در واقع ان چیزی نیست که در نیت می خواهد. ترامپ برای ادامه رونق اقتصادی تاریخی امریکا در استانه انتخابات 2020 نیاز دارد که صنعت نفت شیل امریکا همچنان پر رونق بماند و این نمی شود مگر افزایش و تثبیت قیمت نفت در دنیا در حدود شصت تا هفتاد دلار و لازمه این البته خروج نفت ایران و ونزویلا و عربستان و... به بهانه تحریم یا تلاش برای افزایش قیمت نفت جهانی به نفع کشورهای اوپک هست!

اما شاید خوانندگان ابهام داشته باشند که این مسایل ژئو پولتیک چه تاثیری بر اقتصادی ما ایرانیها و یا گوشت کیلویی 120 هزار تومن یا مرغ کیلویی 17 هزار تومن و دلار 13 هزار تومن و.. دارد. دقیقا ارتباط این قیمتها و وضعیت سخت معیشیتی 82 میلیون ایرانی بر می گردد به این جنگ سرد کثیف میان امریکا و روسیه که خاورمیانه و ایران و نفت در مرکز ان قرار گرفته و متاسفانه دستگاه سیاست خارجی ما و کارشناسان و تحلیلگران ما فاقد یک دید و استراتژی درست و شناخت واقعی از اثرات و گستردگی ان هستند تا با تحلیل و گزارشهای درست تصویر واقعی از وضعیت را در اختیار تصمیم سازان کشور قرار دهند تا تصمیمات را نه با دیدبانهای اشتباه بلکه با گزارشها و دیدبانهای حرفه ای و قوی بگیریم. قطعی بدانید که برنامه ترامپ برای نفت ایران همان خارج کردن مرحله ای نفت ایران و ونزویلا و در مراحل بعدی عربستان و قطر و روسیه و امارات و کویت و حتی عراق خواهد بود. از 2800 در اردیبهشت رساندن به 800 هزار بشکه کنونی و در دور بعد بدون اینکه بخواهند صفر کنند به زیر 500 هزار بشکه خواهند رساند. هر چند با این خالی بودن دست دستگاه سیاست خارجی که عدم قبول استعفا اقای ظریف قطعی شد و همچنین با کاهش تولید نفت عربستان که منجر به افزایش قیمت نفت و در نتیجه رونق بیشتر تولید نفت شیل امریکا خواهد شد حتی کاهش بیشتر برای تیم ترامپ تا حد دویست هزار بشکه هم بسیار قابل دسترس است.

اصولا بزرگترین ضرر وجود این تحریمها نه کاهش خرید نفت یا درامد نفتی و صادراتی بلکه همانست که امور اقتصاد و سیاست و روابط خارجی ایران و فعالیتهای بانک مرکزی و صادر کنندگان و صنعت نفت و مسئولان را امنیتی و در نتیجه غیر شفاف می کند. وقتی روسای بانک مرکزی یا وزیر نفت و... می فرمایند به دلیل جنگ اقتصادی نمی توانیم اطلاعات را شفاف ارایه کنیم هرچند درست می فرمایند ولی در عمل زمینه برای فسادها و اختلاسها و سو استفاده ها و سو مدیریتهای عظیم از ناحیه برخی مدیران میانی و پایین دستی شرکتهای دولتی و خصوصی و خصولتی و ماشین سازی و فولاد و پتروشیمی و بازرگانی وارد و گوشت و نان و.... فراهم می اورد. زنجانی ها و خاوری ها و ال اقا ها و رضا صرافها و... دهها و شاید صدها نمونه منتشر نشده یا کشف نشده نمونه این خسارات عظیم است. بنابراین تصور اینکه اروپا می تواند در برابر این برنامه کلان و دو حزبی و حاکمیتی امریکا به غیر از شکوه شکایت کاری کند قطعا عبث است. باید برای روزها و ماههای بس دشوار تر اماده شویم. متاسفانه هیچ حرکت ملی و اساسی در این جهت شاهد نیستیم. تصور نکنیم که این وضعیت سیاسی و اقتصادی در ایران و یا قیمت دلار در ایران غیر قابل پیش بینی است و یا خواهد بود. برای یک کارشناس کمی حرفه ای پیش بینی این روندها نباید دشوار بوده باشد. باید در ارایه تحلیلها و نظرات شجاعت داشته باشیم ولو ارایه ان سنگین باشد و یا خاطر برخی مسئولان کشور را مکدر کند.

در پایان فقط به عنوان نمونه به پیش بینی صورت گرفته در مورد اقتصاد و نرخ ارز امروز ایران در خلال یادداشتهای چند سال قبل " اقتصاد ایران، فرود نرم یا سخت" (16 دی 94) و " برای اقتصاد ایران خرداد 96 بسیار دیر است" ( 12 تیر 1395) و " قیمت دلار و وزیر اقتصاد و انتظار معجزه" (4 دی 1395) این قلم و در زمان وزارت اقای طیب نیا اشاره می کنیم. باشد که به خود بیاییم:

( 12 تیر 1395) "مثلا در مورد همین سیاست ارزی کشور، قطعی به نظر می‌رسد دولت هرگز دلار را گران نخواهد کرد، ولی‌ اتفاقی‌ که خواهد افتاد این خواهد بود که واقعیت اقتصادی خود را به این دولت هم مانند دولت قبل تحمیل خواهد کرد هر روز که این دولت در اجرای اصلاحات اساسی‌ اقتصاد، مانند همین مورد تعیین قیمت دلار تاخیر کند، تکرار فاجعه سال ۹۱ و ۹۲ عظیم تر خواهد بود. همین حالا با دلار ۳۵۰۰ تومانی قیمت‌های داخل ایران، از تمام کشورهای جهان حتی ژاپن، فرانسه و ... گرانتر و از آمریکا حداقل دو برابر گرانتر است... این یعنی تمام تولید داخلی‌ به فنا خواهد رفت، و سیل قاچاق کالا هر روز بیشتر خواهد شد و از آنجا که بالاخره فواره نمی تواند تا آخر بالا رود، زمانی‌ که فنر در برود، باید انتظار دلار تا ۸ و یا ۱۰ هزار تومن و تکانه‌های شدید اقتصادی آن که می تواند حتی به بدی ونزوئلا باشد را هم داشته باشیم."

"تاسف آور تر از همه اینکه اگر دولت سابق بعد از شش سال مجبور شد، نه از سر آگاهی و کنترل بلکه از سر ناچاری، واقعیت را بپذیرد و نرخ ارز از ۱۲۰۰ تومن به ۳۶۰۰ تومن رسید، این دولت احتمالا بسیار زودتر یعنی‌ همین حالا و یا حداکثر بعد از انتخابات (ریاست جمهوری96) مجبور به تعدیل انفجاری نرخ ارز خواهد شد و اگر غیر از این باشد، ما باید به همه قوانین علمی‌ و حتی قانون جاذبه شک کنیم! "(4 دی 1395)